تبليغاتX
¨`*•.هواداران حامد بهداد.•*´¨ - کمی نقد٬کمی پرحرفی٬کمی اعتراف به حقایق گاهآ سرپوش گذاشته بر ان٬کمی تحول!

کمی نقد٬کمی پرحرفی٬کمی اعتراف به حقایق گاهآ سرپوش گذاشته بر ان٬کمی تحول!

 

این پست حال و هوای خاص خودشو داره ... عرض میکنم!

دوست داشتیم کمی از سری بحث های روتین خارج بشیم ٬ کمی تحول لازمه ی هر سری گپ گفت های روزمره هست هرچند که اینجا وبلاگی است برای " هواداران حامد بهداد " و خواهد بود اما در حال حاضر خبر محیرالعقولی در پیش نیست که جای بحث های همیشگی را در میان خودش باز کنه و مارا متحیر! من تصمیم گرفتم این پست را به ژستی خارج از پست های همیشگی اختصاص بدم یه نگاه اجتماعی به زندگی و سینما ( هرچند که امروز میخواستم حرفی که میزنم خارج از مقوله ی سینما باشه ولی باز هم نشد )!

حرکت اول : همه میدونیم که " سینما " جز جدایی ناپذیر هر فرد در زندگی امروزه بشری هست میدونید چرا ؟

شاید یکی از دلایلش این باشه که همه ما عادت به بازی کاراکترهای روزمره مان داریم " حتی " در حقیقت زندگیمون! و بازیگری میتونه موفق باشه که موقعیت سنج باشه! و سینما این موقعیت رو در اختیارمون قرار میده تا بتونیم به دور از حواشی روی صندلی راحت به دور از روشنایی تزویر در سکوت محض که نه اما میشه تو سکوتی نا نوشته قرار گرفت و بدون اینکه کسی نظاره گر چهره برافروخته یا غمزده ما باشه تماشاگر رویدادی باشیم که در حال شکل گیری هست و گاهآ میتونه ارتباطی عمیق بر پیکره ی احساسیمون ایجاد کنه به طوری که کنش و واکنش ما در اتمام " فیلم " قابل بحثه !!!

سریالی همانند " میوه ممنوعه " یادت هست؟!!! اغراق نمیکنم اما به تناسب ان افراد بسیار اند ٬ و در خفا بسیار تر ! اما این فیلم مسبب مشکلاتی شد شاید ناخواسته! چون به نوعی جست و گریخته اموزشی شده بود برای رهایی ازمشقت حمل باز ثقیل اعتراف برای افرادی که به مثابه ان بسیار بوده و هستند ! خود من حتی تا شش ماه بعد از اتمام این فیلم از مضرات و محاسن! بسیار نیکوی این فیلم در جراید و روزنامه ها بخصوص حوادث می خواندم و میدیدم ! اشتباه نشود حکمی بر بد و خوب این فیلم نمیزنم منظورم مضمون ان و انچه که در اذهان عموم باقی ماند و مخلص کلام اثری هست که خواسته یا ناخواسته مینشیند و باقی می ماند!

با تمام این حاشیه چیدن ها میخواهم بگم " سینمای " امروز فی الواقع هیچ چیز برای گفتن نداره ٬ و تلویزون سخیف تر از دیروز ! اصل فیلم نامه ها تمامآ کپی شده و دارای بازنویسی وقایعی که تعریف شده اما امروز چند باره برای مرور اذهان ترتیب داده شده است !

فیلمی همانند " همیشه پای یک زن در میان است " که البته واقف به سانسور سریالی ان هستم اما باز هم حرفی برای گفتن نداشت جز یک سری مفاهیمی که متاسفانه در جامعه به واقع به چشم میخوره و بر کسی پوشیده نیست و این فیلم وقایع تاسف باز امروزه را با زبان طنزی نوستالوژیک به تصویر میکشد و گاها در بعضی سکانس ها پررنگ تر و در حد افراط تنها به جهت لبخندی که بر لبان بیننده بگشاید و ... حتی پایان بندی مناسب و اموزنده ای هم نداشت حتی برای سرپوش بعضا سکانس های متعالی! فیلم! باز هم تبعیض جنیستی از نوع عنوان بندی " زن " و " مرد " !!! و مردمی که میامدند و گشاده تر و سرمست تر از قبل میرفتند بی هیچ تاثری از واقعیت اسف ناک جامعه امروزی مان !!!
و ... بگذریم جای تقدیر داشت بازی رضا کیانیان عزیز !

اصولا در هر بدبختی پای یک زن در میان است و مردان همه بی تقصیر !!!

 

البته که فیلمی جدای از این مقوله ها داریم " ترانه مادری " که ان هم به سبب کش و قوس های بی سبب و اجمالی و امکان حدس بیننده تا پایان ان از جذابیتش کاسته شده و کم کم دارد به روند بی سوژگی می رسد! فکر کنم از معدود سریال هایی باشد که در ان خبری از ازدواج های غیابی و سوری و غیره زوج و زوجه! خبری نیست !!! باز جای شکرش باقیست.

باز هم به مضمون مورد بحث همان " نمانده حرفی برای گفتن " میرسیم!

من به شخصه عاشق سینما هستم ان هم به جهت فیلم هایی که دیده ام و تاثیری عمیق حتی به جرائت میتونم بگم بر رفتار و عملکرد من داشت اما نمیدونم شاید بگم متاسفانه تمامی این تاثیر را فیلم های هالیوودی بر من داشت فیلم هایی مثل : بادبادک باز که نمونه کاملی از حس انسانی رو تو وجودت تداعی می کنه و یا سینما پارادیزو که چه کسی هست که بعد از دیدن فیلم متاثر نشه؟!!! و یا همین چند وقت اخیر فیلم سینمایی هدیه gift ( پسری از خانواده ثروتمند اما لاابالی و پدرپزرگی که ارثیه اش ساختن انسانی بود خودساخته و دوستی که باید به جهت گرفتن ارثیه اش پیدا میکرد که ان دوست باید از هر جهت نمونه کاملی می بود و صرف همراه بودن و ان دخترک کوچک فیلم) و ... و حتی مسیر سبز ... بی راهه نریم دلم نمی اید از فیلم مرحوم ملاقلی پور سخنی به میان نیاورم اما به هر جهت این نوع فیلم ها اندک است خیلی!!!

تمام این حرف ها رو زدم که شاید دلیلی منطقی بر سراشیبی و شاید سقوط " سینمای ایران " پیدا کنم که ... دلایل زیاد است اما شاید با منطق بعضی ها سازگار نباشد !

به قول کیانیان عزیز ما قصه کم اورده ایم ٬ اما من میگویم خوادخواهی زیاد شده است و تزویر و  اینکه این چه ربطی داشت؟! بگذار صادق باشم ترکیب عوامل فیلم به هم نمی اید ضعف بازیگر داریم ٬ بازیگر خوب کم داریم شاید از نوع جوان ٬ نقش را جدی نمیگیرند ٬ دستمزد ها بالا و پایین می شود ٬ بعضی ها خونشان رنگی تر از بقیه است ٬ تهیه کنندگان گل سرسبد هستند ! ٬ صرف گیشه کار میکنند ٬ کارگردانان دلی کمتر شده اند ٬ بعد از تمام این وقایع سانسور پشت سانسور که همان ذره از شکفتن استعداد فیلم را هم کور میکند!

چندین سوال پراکنده:

چقدر سطحی فکر میکنیم ٬ درسته ؟!!! فکر میکنی دلیل این همه ریا و تزویر چی میتونه باشه ؟!!!

چقدر به اطرافیانت اعتماد داری ان هم در اوج سختی ها ؟!!!

چقدر با حرف های من موافقی؟

سینما را تعریف کن!!

--------------------------------------------

     باز هم تفعلی؟! بر حامد بهداد بزنیم!  

                                     

به بهانه اکران هر شب تنهایی

چه اتفاقی افتاد که هوادار بهداد شدی؟ صرف چهره ٬ فقط به جهت بازی در نقش خاص و فقط صرف بازی اش و یا خصوصیت درونی و ذاتی شخصیتی ان یا بهتره بگم خود حامد بهداد؟!!! و اینکه از چه منبعی واقف بر شخصیتش شدی ان هم به صراحت و تاکید گاه به گاه خود جای بحث دارد و هم تعجب!

 ----------------------------------------------

جمعه غم‌انگيزي براي سام درخشاني

يازدهم مرداد، جمعه غم‌انگيزي را براي سام درخشاني رقم زد، پرويز درخشاني پدر سام كه چند روزي را به دليل سكته مغزي در بيمارستان بستري بود روز جمعه و در شصت سالگي به ديار باقي شتافت از اين رو هنرمندان زيادي براي عرض تسليت به اين بازيگر جوان و خوش‌اخلاق روز سه‌شنبه پانزدهم مردادماه راهي مسجد‌الرضا واقع در خيابان خرمشهر شدند تا از نزديك با او ابراز همدردي كنند.

حامد بهداد نیز در این مراسم حضور داشت...

---------

منبع:خانواده سبز

---------------------------------------------------

فيلم سينمايي «هرشب تنهايي» صدرعاملي راهي جشنواره‌ي « صدگل» چين مي‌شود

فيلم سينمايي «هرشب تنهايي» رسول صدرعاملي طي يك ماه آينده، پس از جشنواره‌ي فيلم «مونترال»، راهي جشنواره‌ي «خروس طلايي و صدگل» چين مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سي‌ودومين جشنواره‌ي فيلم «مونترال» از 31 مرداد تا 11 شهريورماه در بخش غيررقابتي سينماي دنيا ميزبان «هر شب تنهايي» است و سپس در هفدهمين دوره‌ي جشنواره‌ي «خروس‌طلايي و صدگل» چين نيز اين فيلم  به نمايش گذاشته خواهد شد.

اين جشنواره 19 تا 24 شهريورماه  توسط انجمن فيلم چين به ميزباني شهر «داليان» است.

فيلم «هرشب تنهايي» روايت «عطيه» نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به سوالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي‌دهد و به آن‌ها توصيه مي‌كند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند، عطيه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگير مناسبات خود و همسرش است و مشكلي دارد كه حل نشدني است و ...

به گزارش ايسنا، در اين فيلم، ليلا حاتمي، حامد بهداد، مرجان قره‌جه، محسن كريمي، علي بكائيان و تعدادي از بازيگران تئاتر مشهد به ايفاي نقش مي‌پردازند.

نويسنده فيلمنامه‌ي «هرشب تنهايي» كامبوزيا پرتوي، رسول صدرعاملي، بر اساس طرحي از اصغر فرهادي است. مدير فيلمبرداري: فرج حيدري، تدوين: بهرام دهقاني، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسايي، طراح چهره‌پردازي: محمدرضا قومي، صدابردار: محمد مختاري، مدير توليد: طاهر اماني، دستيار اول كارگردان: دانش اقباشاوي، برنامه ريز: ميلاد صدرعاملي،گروه كارگرداني: سهيل بيرقي، عادل تبريزي، الهه خادمي

منشي صحنه: شرف نساء نيرومند، عكاس: ابراهيم مختاري و تهيه‌كننده: سيدكمال طباطبائي و محصول: شبكه اول سيما

گفتني است: اداره‌ي كل تامين و رسانه بين‌المللي سيما، پخش خارجي فيلم را برعهده‌ دارد.

منبع:ایسنا

 

!! نوشته شده توسط سمانه | 18:41 | پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 •