تبليغاتX
¨`*•.هواداران حامد بهداد.•*´¨

جشنواره فجر

به نام آنکه نیافریدتا سودکندآفریدتاجود کند

سلام دوستای نازنینم خوبین؟

ممنون از نظرای پست قبلتون این پست بیشترمربوط به جشنواره فجره امیدوارم راضی باشین

ادامه ی اخبار راجع به سایرعوامل حس پنهان رو هم میتونین توی ادامه مطلب ببینین

مجموعه تلويزيوني <يك مشت پر عقاب> را از ۲۴بهمن ساعت 22 روي آنتن شبكه يك مي‌رود.

 

به گزارش <باني‌فيلم>  پخش اين مجموعه به صورت يك روز در ميان (شنبه، دوشنبه و چهارشنبه) در نظر گرفته شده است . يك مشت پر عقاب بر اساس فيلمنامه اي از فرهاد توحيدي و به كارگرداني اصغر هاشمي توليد شده است.

توحيدي فيلمنامه <يك مشت پر عقاب> را در قالب يك ملودرام خانوادگي نوشته است. موضوع اين اثر قالبي معمائي جنائي دارد و در بستر انقلاب و سال هاي 57،56روايت مي شود.

در اين مجموعه 16 قسمتي خواهيم ديد كه امير حسين دانشور كه فارغ التصيل رشته مهندسي شيمي است. در حالي كه در مرحله گذراندن دوران سربازي اش در پادگان عجب شير است به دنبال تلفن غير منتظره اي كه به او مي شود به تهران مي آيدو....

در يك مشت پر عقاب رضا كيانيان، پرويز پور حسيني، آهو خردمند، حامد بهداد ، خزر معصومي، احمد آقالو، عليرضا خمسه، هرمز هدايت، فريبا كامران  و اشكان خطيبي به ايفاي نقش مي پردازند.

اصغر هاشمي يك مشت پر عقاب را به تهيه كنندگي بهروز خوش رزم و مديريت تصويربرداري مسعود كراني، كارگرداني كرده است.

فردين خلعتبري ساخت موسيقي مجموعه را برعهده داشته است.

 

 

 

حرف و حديث‌هايي كه ادامه خواهد داشت‌

 

در حالي كه كانديدا شدن حامد بهداد در جشنواره‌هاي مختلف  تبديل به ا‌مري عادي شده و هر بار او با شايستگي سيمرغ را به بازيگر ديگري مي‌سپارد در جشنواره بيست و ششم اتفاق غير منتظره‌اي رخ داد. بازي او در <حس پنهان> مثل خيلي از بازي‌هاي كوتاهش در ديگر فيلم‌ها آن‌قدر جذابيت داشت كه بيشتر تماشاگران را به وجد آورد. بهداد هميشه در فيلم‌هايش يك سروگردن بالاتر از بقيه بوده و شايد همين دليل باعث شده ديگر، بازي‌هاي او براي هيأت داوران عادي به نظر برسد. بازي‌هاي فراموش‌ نشدني او را در <آخر بازي>، <بوتيك> و <روز سوم> به ياد بياوريد تا متوجه شويد سيمرغ چقدر با حامد بهداد بيگانه است!

 

حاشيه‌هاي مراسم اختتامیه جشنواره

 

‌‌امين حيايي برنده سيمرغ بلورين نقش اول مرد در مراسم اختتاميه دوبار روي صحنه آمد؛ بار اول براي دريافت سيمرغ بلورين بهترين صداگذاري به عنوان نماينده ايرج شهرزادي و بار دوم براي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد؛ حيايي بار دوم با پالتو روي صحنه آمد؛ اما بار اول پالتو به تن نداشت احتمالاً دليل اين تفاوت دعوت حيايي به مصاحبه تلويزيوني - راديويي در بيرون سالن پس از لو رفتن محل نشستن او در مراسم بود.


‌زمان اعلام برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد حاضران در مراسم در پاسخ به مجري براي اعلام پيش‌بيني خود بارها نام <حامد بهداد> را اعلام كردند! <حامد بهداد> در دوره بيست و ششم جشنواره در فيلم <حس پنهان> بازي كرده بود اما علي‌رغم بازي خوبش نامزد دريافت سيمرغ نبود، او همچنين در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر نيز به واسطه بازي قابل توجهش در فيلم <روز سوم> نامزد دريافت سميرغ بلورين بودكه به او تعلق نگرفت.

 

درخشش حامدبهداد

 

فيلم سينمايي <حس پنهان>به كارگرداني مصطفي رزاق‌كريمي با توجه به طرح يك مثلث عشقي آشنا، با جزئياتي ناكارآمد و پرداختي به شدت كهنه نتوانسته اندكي تازگي به حال و هواي اين رابطه وارد كند تا امتيازي نسبت به آثار مشابه خود داشته باشد.

به گزارش مهر، رزاق كريمي در تجربه اولين فيلم سينمايي خود رابطه يك زوج را محور اصلي قرار مي دهد كه به گونه اي سهل الوصول مثلث عشق را نه از زاويه اي جديد ترسيم و البته يك كاراكتر رواني به سينماي ايران اضافه مي‌كند.

فريدون فرهودي فيلمنامه نويس كار هم از نويسندگان مستقل سينماي ايران است كه جز <دختري با كفش‌هاي كتاني> كه كاري مشترك با پيمان قاسمخاني بود، بقيه كارهايش نتوانسته‌اند مورد توجه قرار گيرند و در جشنواره فيلم فجر سال گذشته هم با فيلمنامه <پاپيتال> حضور داشت.

فيلم داستان زوجي معاصر است كه مرد (محمدرضا فروتن) شركت تبليغاتي دارد و زن (مهتاب كرامتي) هم روانپزشك است و به گونه‌اي كاملاً تصادفي يك خواهر (نيوشا ضيغمي) و برادر جوان (حامد بهداد) وارد زندگي آنها مي‌شوند. همين وجه تصادف و حضور زمينه‌چيني نشده از مواردي است كه از همان ابتدا منطق فيلم را دچار سستي كرده و هر اتفاقي را بدون زمينه‌چيني ممكن مي‌سازد.

نكته اي مهم كه در شخصيت‌پردازي كاراكترها به شدت كهنه و توي ذوق زننده است، تعريف تخصصي خاص براي آنهاست كه براي ارتباطات بعدي زمينه‌سازي مي‌كند و در ذات شخصيت وارد نمي‌شود. به عنوان مثال تخصص امير مديريت شركت تبليغاتي آن هم فقط براي بستني دايتي است. حرف‌هاي او با كارمندانش فقط درباره بستني، خاطره دوران كودكي او از بستني خوردن، علاقه خاص او به بستني و ... است كه فقط در جهت برآورده كردن نياز اسپانسر كاركرد پيدا مي كند و بس.

علاقه او به اتومبيلراني هم هر چند مي تواند روحيات دروني شخصيت امير را عينيت ببخشد ولي وقتي فقط شاهد صحنه هاي تكراري ماشين سواري در صحرا هستيم، آن هم در لابلاي صحنه هاي مختلف فيلم كه از ميان شهر به وسط صحرا پرتاب مي شود، بدون آنكه بتواند وجهي فراتر از تكرار را دربر داشته باشد، به شدت نمايشي و سطحي مي نمايد.

سيمين همسر او هم يك روانپزشك است كه اين تركيب بايد بتواند موقعيت بهتري براي پي بردن به بحران خاص اين زوج در پي داشته باشد. ولي در واقع اين شخصيت پردازي نوعي چينش نمايشي براي ايجاد رابطه اي تنگاتنگ ميان سيمين و دختري (ندا) است كه با امير وارد رابطه شده است.

در واقع شغل سيمين فقط به اين دليل طراحي شده كه برادر رواني ندا به او مراجعه كند و در يك سكانس مشاوره سيمين پي ببرد كه شوهرش وارد رابطه با ندا شده است. به نظر مي‌آيد شيوه‌هاي روايتي مدرن و به روز همگام با نو شدن بسياري از تكنيك‌ها ديگر چنين چيدمان نمايشي و از پيش تعيين‌شده را كهنه جلوه مي‌دهد و عام‌ترين مخاطب سينما هم نسبت به اين وجه دافعه پيدا مي‌كند.

نويسنده تلاش كرده از روانپزشك بودن سيمين وجوهي را وارد قصه كند ولي اين وجوه هم به قدري عام است كه نمي‌تواند خاص اين شغل باشد. به عنوان مثال سقط كردن سيمين در گذشته، پرهيز او از بچه‌دار شدن به علت ترس از بيماري‌هاي مختلف جسمي و روحي كه با آنها آشناست و ... برخي از اين كنش‌هاي مرتبط با شغل سيمين هستند، اما نوع پرداخت اين دغدغه‌ها هم به قدري ساده‌انگارانه و نمايشي است كه فقط اطلاعاتدهي صرف را مورد توجه قرار مي دهد نه باورپذيري و منطق داستاني.

به عنوان مثال صحنه‌هايي كه به مشاوره سيمين با بيماران ديگرش اختصاص دارد، گله‌هاي شوهرش از او در حضور دوستان و ... لحني متفاوت با بقيه فيلم دارد و اصلاً تكليف مخاطب با آنها روشن نيست. تفاوت لحن به گونه اي ديگر در صحنه اي كه امير و ندا در مغازه اي هستند نيز ديده مي شود.

صحنه‌اي كه دوست امير و همسرش او را با ندا مي‌بينند و كل اين صحنه پرداختي معمايي پليسي دارد كه كاملاً سئوال‌برانگيز است. بيشتر به اين جهت كه در سكانس رويارويي دوستش با سيمين به راحتي اين موضوع مطرح و همه چيز به شوخي تعبير مي‌شود. (بماند كه اين پرداخت ديگر قبح انجام يك عمل ممنوع را هم از بين برده و آن را در حد يك شوخي و شيطنت بچگانه از مردان تلطيف مي‌كند!)

حضور كاراكتري با بيماري روحي رواني از مواردي است كه در فيلم‌هاي زيادي باب شده و زماني تب بازي كردن در نقش يك بيماري رواني بين بازيگران بالا گرفته بود. حامد بهداد تنها بازيگر فيلم است كه با ايفاي اين نقش مي‌تواند خاطره‌اي خوش از لحظات حضورش بر ذهن مخاطب باقي بگذارد. اما نكته جالب علاقه فرهودي به حضور شخصيت‌هاي رواني در آثارش است كه سال گذشته در <پاپيتال> هم با بازي مسعود رايگان حضوري محوري داشت.

فيلم <حس پنهان> با توجه به طرح يك مثلث عشقي، از تنها امتياز ممكن و البته مهم خود بهره نمي‌برد و نتوانسته اندكي تازگي به حال و هواي فيلم بدهد تا امتيازي نسبت به آثار مشابه خود داشته باشد. فيلمي كه با جزئياتي ناكارآمد و البته پرداختي به شدت كهنه حتي از حضور بازيگران مطرح خود هم بهره‌اي نمي‌برد.

حس پنهان از دیدگاه خبرگزاریهای مختلف

ایسنا:حامد بهداد  با اشاره به نقشش در "حس پنهان" اظهار داشت: بهرام مثل يك "دمل" است كه نشان‌دهنده بيماري بدن است و همه شخصيت‌هاي اين فيلم بسياري‌شان از "بهرام" بيرون مي‌زند.

او درباره اغراق در بازي‌هايش با طرح اين سوال كه بازي "غلو" شده يعني چه پاسخ داد: به خاطر علاقه‌ام به بازيگري بازي‌هاي زيادي را در بين فيلم‌هاي آمريكايي و ايتاليايي دنبال كردم. آيا اگر بخواهم بازي‌ام از بازي‌هاي رايج سينماي ايران جلوتر برود، غلو است؟ اگر غلو‌آميز هم بازي مي‌كنم، مغناطيس آن را دارم.

 

حس پنهان:سرگشتگی یا ابهام!!؟ (نگاهي به فيلم حس پنهان)

سينماي ما - خاطره آقائيان: فیلم در سالن کهنه و قدیمی سینما سعدی شیراز شروع می شود اگرچه سالن سینما هنوز شلوغ است و مردم در حال رفت و آمدند.لیست بازیگران چشم نواز است و مانند بسیاری دیگر از فیلم ها هر ببینده ای-چه حرفه ای و چه غیر حرفه ای-را می فریبد.محمدرضا فروتن,مهتاب کرامتی,حامد بهداد و آتیلا پسیانی.با دیدن اسم محمدرضا فروتن به یاد شب یلدا می افتم و آتیلا پسیانی نسل سوخته.نیروی بالقوه بازیگری حامد بهداد هم که بر هیچ کس پوشیده نیست و مهتاب کرامتی.اما این فیلم نیز از همان سکانس نخستین امید هر بیننده را ناامید می کند.خانه ی زوج جوان و دکوراسیون آن بیشتر فضای یک سن تاتر را القا می کند تا نمایی از یک خانه ی واقعی که کسانی در آن زندگی می کنند.
بخش اعظم فیلم اعم از دیالوگ ها,عمل ها و عکس العمل ها,صدابرداری و حتی گریم آن در هاله ای از سر گشتگی(بخوانید بی منطقی)به سر می برند.
دیالوگ ها که به نظر می رسد مهمترین بخش تشکیل دهنده ی فیلم هستند بدون هیچ گونه منطق و استدلالی رد و بدل می شوند و این ابهام را در ذهن ایجاد می کنند که نکند این حرفها آنقدر پیچیده اند که در ظرف ادراک من بیننده نمی گنجند؟!!!نیمه ی بیشتر آنها نیز که در ارتباط با تبلیغ و تعارف بستنی می گذرند!!!
عمل ها و عکس العمل ها نیز کاملا غیر عقلانی و مبهمند.از همان ابتدا برخورد ناگهانی امیر با ندا و بهرام,دعوت کاملا غیر معمول امیر توسط ندا به صرف نهار, چگونگی آگاهی ندا از متاهل بودن امیر, نقش شرکت دایتی در این میان!!!,نقش آتیلا پسیانی و اینکه اصلا حذف این شخصیت خدشه ای بر روایت فیلم وارد میکند یا خیر!!؟شاید هم نقش او به عنوان چاشنی خنده لازم و ضروری بوده!!!
در طول فیلم یک صدا کاملا واضح و شفاف به گوش میرسد آن هم صدای جویده شدن غذاها توسط بازیگران است!!درحالیکه صدای درد دل کردن های بهرام به عنوان نکات کلیدی فیلم به خوبی شنیده نمی شوند.
به نظر می رسد مصطفی رزاق کریمی اولین فیلم خود را با تمرکز بر موضوع فساد و خیانت و نقش آن در تزلزل بنیان خانواده ها ساخته است اما علی رغم پیچیدگی و اهمیت این موضوع اجتماعی,کارگردان در بهره گیری ابزار سینمایی در پردازش سوژه ی مورد نظر خود به هیچ عنوان موفق عمل نکرده است...

 

خبرگزاري فارس: «حامد بهداد» گفت: در هر فيلمي اگر توفيقي نصيب من بشود، عدم اعتماد به نفس هم به سراغ من مي‌آيد و من هميشه در حالتي بين خوف و خلاء بسر مي‌برم ولي سعي مي‌كنم با قدرت نقش خودم را بازي كنم

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، جلسه نشست بررسي فيلم سينمايي حس پنهان، چهارشنبه شب (17 بهمن) با حضور مرتضي رزاق كريمي (تهيه كننده)، مصطفي رزاق كريمي (كارگردان)، حامد بهداد، مهتاب كرامتي، نيوشا ضيغمي، محمدرضا فروتن (بازيگر)، علي علويان (صدابردار) و فرهاد ويلكيجي (طراح صحنه و لباس) در سينماي رسانه‌هاي گروهي برگزار ‌شد.
در بخشي از اين نشست، حامد بهداد بازيگر اين فيلم گفت: در هر فيلمي اگر توفيقي نصيب من بشود، عدم اعتماد به نفس هم به سراغ من مي‌آيد. هميشه در حالتي بين خوف و خلاء بسر مي‌برم ولي سعي مي‌كنم با قدرت نقش خودم را بازي كنم.
وي در باره نقش بهرام گفت: در اين فيلم، نقش بهرام عين دمل مي‌ماند كه نشان دهنده بيماري كل بدن است و تمام واكنش‌هايي كه بايد از تك تك شخصيت‌ها سر بزند، از بهرام بيرون مي‌زند.
حامد بهداد همچنين درباره بازي غلو شده در فيلم گفت: اين كه بازي غلو شده چيست و آيا خوب است يا بد نمي‌دانم؟ ولي به نظر من اگر يك بازيگر غلوشده بازي مي‌كند بايد اگزجره و مغناطيس داشته باشد كه من دارم.
نيوشا ضيغمي نيز در ادامه اين نشست گفت: راهنمايي‌‌هاي آقاي رزاق كريمي آنقدر روي من تاثير گذاشت تا بتوانم كاراكتر دختري را بازي كنم كه در زندگي بحراني دو نفر قرار مي‌گيرد و در حقيقت، اين شخصيت مثل كسي است كه در جريان سيل قرار مي‌گيرد و نمي‌داند چه كند.
ضيغمي از حامد بهداد تشكر كرد و گفت: از حامد بهداد بسيار متشكرم كه به من راهنمايي و كمك‌هاي بسياري كرد و از زمان ساخت فيلم تاكنون، واقعا فكر مي‌كنم كه يك برادر دارم.
ضيغمي درباره منفي بودن نقش خود گفت: من عاشق اين نقش بودم و عشق در اين نقش نيز به نظر من پاك بود و اصلا اين شخصيت را منفي نديده‌ام.

 

غلو می کنم و مغناطیس اش را هم دارم!


سینمای ما:حامد بهداد هم جلسه را با یک گرد و خاک جزئی آغاز کرد و در طول جلسه هم کلی حرکات محیر العقول البته دلنشین ارائه داد. او در رابطه با دلایل موفقیت اش گفت: "اصولا در هر فیلمی اگر توفیقی نصیب من می شود از عدم اعتماد به نفس من ناشی است. من همیشه در حالتی بین خوف و رجا و بیم و امید هستم. مطمئن نیستم درست است یا نه". او در رابطه با شخصیت اش در حس پنهان نیز گفت: "فراتر از تحلیل یک کارکتر، نقش بهرام عین یک دمل است که نشان دهنده بیماری کل بدن است". حامد بهداد سخنانش را اینگونه ادامه داد که من بازی های مختلفی را دنبال کرده ام از سینمای آمریکا تا اروپا. ربط اش هم بخاطر علاقه من است به مقوله ای به نام بازیگری و سینما. بازی غلو شده؟ آنقدر به این موضوع فکر کرده ام که گاهی از صرافت فکر کردن اش می افتم. دیگران غلو می کنند و مغناطیس آن اگزجره را ندارند، من غلو می کنم و مغناطیس اش را هم دارم!

 

مثلث عشقی با طعم و سرمای بستنی ! (نگاهی به فیلم حس پنهان )

سينماي ما - امیررضا نوری پرتو: حس پنهان داستان زندگی یک زوج از طبقه مرفه است. امیر زندی (محمدرضا فروتن) که مدیر عامل یک شرکت بستنی سازی است و دکتر سیمین معمتمد ( روانپزشک) که زندگی گرم و پرشوری ندارند. امیر در اثر حادثه ای با ندا طلوعی (نیوشا ضیغمی) آشنا می شود و مهر و الفتی میان آنها شکل می گیرد که این عشق بر رابطه امیر و سیمین سایه می افکند و این در حالی است که حضور بهرام (حامد بهداد)- برادر ندا عاملی تهدید آمیز برای رابطه میان دو به حساب می آید. همان طور که از خلاصه داستان فیلم بر می آید، تم فیلنامه تکراری است. اما همین موضوع می توانست با دقت کارگردان و فیلمنامه نویس به فیلمی جذاب و حرفه ای تبدیل شود. سردی ارتباط میان کاراکترهای اصلی بر نوع شخصیت پردازی آنها تاثیر گذاشته است. شخصیت ها با وجود آنکه خیلی زود و موجز معرفی می شوند اما نمی توانند انگیزه ای در بیننده به وجود آورند. به بهانه اینکه امیر عاشق اتومبیل سواری در بیابان است، باید سکانس هایی طولانی از او را در تونل رسالت یا در بیابان ببینیم که با سرعت در حال راندن است و یا اینکه به اقتضای شغل مهتاب کرامتی باید دو سکانس بی جهت طولانی صحبت کردن او با بیمارانش را تحمل کنیم. قطعا این سکانس ها نمی تواند نقطه قابل اتکایی برای شخصیت پردازی پرسوناژها باشد. امیر خیلی زود و دور از انتظار بیننده با ندا صمیمی می شود، با این حال نقطه عطف اول فیلمنامه (پی بردن سیمین به رابطه همسرش با ندا) در زمان مناسبی به وقوع می پیوندد، ولی پس از آن کشمکش های لازم دراماتیک که می توانست درام اثر را استحکام بخشد، رخ نمی دهد. سیمین هیچ واکنشی پس از پی بردن به رابطه امیر و ندا از خود بروز نمی دهد و قطعا باید به بیننده حق داد که با او همذات پنداری نکند. او در جایی از فیلم می گوید که از شکست متنفر است، اما وقتی در آستانه شکست قرار می گیرد هیچ تلاشی برای نجات زندگی اش نمی کند. حتی ترس اش از بچه دار شدن به خاطر احتمال ابتلای فرزندش به بیماری های روانی، مخاطب را از او دلزده می کند. بازی بی روح مهتاب کرامتی نیز به سردی شخصیت سیمین افزوده است. کاراکترهای امیر و ندا نیز برجستگی خاصی ندارند و مشابه شخصیت هایی از این دست در فیلم هایی با موضوع خیانت و مثلث عشقی هستند؛ ضمن اینکه بازی ضعیف فروتن و اجرای نه چندان قابل توجه ضیغمی نتوانسته عمقی به این کاراکترهای بی روح ببخشد. بهرام نیز تنها در حد یک عامل تهدید کننده برای پرسوناژهای اصلی باقی می ماند و از بیماری روحی او و شک و تردیدی که به آن مبتلا است، استفاده ای سینمایی نشده. بیشتر توجه فیلمنامه نویس و کارگردان برای در آوردن علل مشکلات روحی بهرام صرف شده است تا مبادا کسی به نوع زمینه چینی برای بیماری او انتقادی کند، غافل از اینکه آنها یادشان رفته که چنین شخصیتی می توانست جور دیگر کاراکترها را بکشد و روند داستان را به سمت یک پایان زیبای تراژیک و سینمایی سوق دهد. نباید از یاد برد ک هبازی اغراق آمیز حامد بهداد انگ نقش بهرام است و شاید تنها عامل جذابیت فیلم. برای حضور شخصیت های رضا (آتیلا پسیانی) و ناهید (شهره سلطانی) نیز هیچ دلیل دراماتیکی نمی توان جور کرد و پند و اندرزهای آنها تنها با اعصاب بیننده بازی می کند. موسیقی فیلم و استفاده بیش از حد آن در بیتشر سکانس ها لطمه های فراوانی به صحنه ها زده که از آن جمله می توان به سکانس خوب رویارویی دو زن در گلخانه اشاره کرد که دیالوگ های خوب این سکانس و حس جاری در آن را از بین برده است. پایان فیلم نیز مهر تاییدی بر ناتوانی سازندگان آن در جمع و جور کردن داستان و کلاف سردرگم رابطه میان شخصیت هاست. حس پنهان را می توان یک اثر نمونه ای و معمولی از سینمای تجاری ایران دانست که با وجود داشتن مصالح اولیه خوب نتوانسته سرانجام خوبی داشته باشد. بی شک پاشنه آشیل فیلم، مطابق رسم چند سال اخیر سینمای ایران، استفاده بی حد و حصر از اسپانسر است. تاکید بر نام یکی از شرکت های بستنی سازی در تمام صحنه های محل کار امیر تنها باعث خنده و تمسخر مخاطب می شود. این را می توان از دست زدن های کنایه آمیز بینندگان فیلم در هنگام ظاهر شدن نام آن شرکت در تیتراژ پایانی به خوبی فهمید. کاش از مسوولین و مدیران فرهنگی و سینمایی کشورکسی به فکر اقتصاد این سینمای رنجور بود تا تهیه کنندگان سینما مجبور نشوند این چنین فیلم های خود را بازیچه دست اسپانسرها و منابع مالی قرار دهند.

خبرگزاری مهر:نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی "حس پنهان" با حضور مرتضی و مصطفی رزاق کریمی، مهتاب کرامتی، محمدرضا فروتن، حامد بهداد، نیوشا ضیغمی و دیگر عوامل تولید فیلم در سینما صحرا برگزار شد.حامد بهداد بازیگر فیلم "حس پنهان" گفت: "در هر فیلمی اگر توفیقی نصیب من شود، عدم اعتماد به نفس نیز سراغ من می‌آید. همیشه در حالتی بین خود و خلا به سر می‌برم ولی سعی می‌کنم با قدرت کارم را انجام دهم. کاراکتر بهرام مانند یک دمل است که نشاندهنده بیماری کل بدن است و تمام واکنش‌هایی که باید از تک تک کاراکترها سر بزند از بهرام سر می‌زند."

 فیلمسازی آسان با بستنی ... (نگاهي به فيلم حس پنهان)

سينماي ما - سحر همايي: حس پنهان را با کلی پیش زمینه رفتیم که ببینیم. اینکه مصطفی رزاق کریمی کارگردان فیلم سوابق خوبی در سینمای مستند داشته . سالهای متمادی در سینما فعال بوده و ادعاهایی که خودش درباره فیلم دارد. اینکه فروتن و مهتاب کرامتی و حامد بهداد و آتیلا پسیانی بازیگران فیلم هستند . همه اینها را می گوییم که دلمان گرم شود. اما خبر نداریم که شاهد فیلمی خواهیم بود با دیالوگ ها و نقش آفرینی های سرد و بی رمق. قصه نخ نمایی که حتی ذره ای ظرافت در اجرا ندارد. مثل بقیه فیلمهای ضعیف این سالها ، پر از زرق و برق و تجملات است با لباس های رنگارنگ هنرپیشه های زن . فیلمنامه آشفته و سکانس های نامربوط و هر چیز دیگری که لازم است تا یک اثر ضعیف و حتی در بعضی جاها مضحک را شاهد باشیم، اینجا حاضر است. اما آنچه باعث شد تصمیم بگیرم یادداشتی برای این فیلم بنویسم شوخی تکان دهنده یکی از دوستان بود.هنوز 20 دقیقه بیشتر از تماشای فیلم نگذشته بود که این دوست ما که آدم بذله گویی هست به شوخی گفت کاشکی ما هم می رفتیم فیلم می ساختیم ، کاری که ندارد ! از روی حرفش با شوخی و خنده گذشتیم ولی چند دقیقه بعد یک دفعه به خودم آمدم. دلم خالی شد ! دیدم حق با اوست . نه اینکه ما به مقام فیلمسازی رسیدیم نه ! این فیلم ها هستند که تا این حد نزول پیدا کرده اند. خیلی ساده است . کافی است یک ایده داشته باشید. هر چقدر هم که می خواهد سردستی و تکراری باشد. نحوه اجرا و اینها را هم بریزید دور! بهترین ایده هم همانا مثلث عشقی است. این طوری شروع کنید . یک زوج مرفه که از هم خسته شده اند.( ترجیحا یکی پزشک باشد). یک تصادف ماشین برای شوهره ردیف کنید تا با یک دختر جوان آشنا شود . مثلث عشقی تشکیل می شود. بقیه اش مهم نیست . همان طور که در حس پنهان مهم نیست ! سیل سوالات بیشماری هم که به ذهن تماشاگر راه می یابد اهمیتی ندارد . اینکه ندا(نیوشا ضیغمی) چطور بدون هیچ توضیحی امیر( محمدرضا فروتن) را به کافی شاپ دعوت می کند؟ چطور همان ابتدای آشنایی ندا وامیر به یک بیابان می روند ؟! نقش این بیابان که در طول فیلم چند بار نشان داده می شود چیست ؟ چرا سیمین(مهتاب کرامتی) این قدر به امیر بی تفاوت است و بعد وقتی پای ندا وسط می آید ناگهان آشفته می شود؟تاکید بیش از اندازه روی مریض سیمین که به جادو اعتقاد دارد برای چیست؟ چرا بهرام که به گفته خواهرش با دکترها مشکل دارد ناگهان به ندا می گوید منو ببر دکتر ! چرا امیر شماره همسرش را به ندا می دهد؟ نقش زوج آتیلا پسیانی و شهره سلطانی در فیلم چیست ؟ چرا.... اینها مهم نیستند. به جای این سوالها می توانید به ذکر خاطرات شخصیت های فیلم از بستنی گوش بدهید و در فکر این باشید که فیلمسازی چقدر آسان شده! ایده را که دارید ،اجرا هم مهم نیست. تازه می توانید ادعا کنید که فیلمی درباره بنیان خانواده ساخته اید. می توانید یک سری نماهای هنری هم بگذارید .( مثل نمای طولانی صورت سیمین در قبرستان آخر فیلم) و برای اینکه تماشاگر را به تفکر وادارید و ضمنا خودتان را از شر پایان داستان خلاص کنید یک پایان باز را طراحی کنید! برای مهم ترین بخش کار یعنی بودجه هم می توانید اسپانسر یک محصول بشوید . فقط شما را به خدا بستنی نباشد که با دیدن حس پنهان حالا حالاها هوس بستنی نمی کنم !

درآخر:

هیچ گاه  دوست داشتن خود راتا بالاترین قله های عشق پایین نیاورید..



ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط زهرا | 19:12 | جمعه نوزدهم بهمن 1386 •

ومابرگشتیم.....

«به نام آنکه نیافریدتا سودکندآفرید تا جودکند»

 

سلام کلید دنیایی از حرف هاست

اگرقابل بدانید وپاسخش رابدهید

سلام نازنینای دوست داشتنی خودم

دلیل تاخیرم رو که می دونین

بالاخره امتحانا تموم شدو من اومدم

الکساندر دوما میگه:"چطور است که بچه ها اینقدرباهوشندو

بزرگترها اینقدراحمق حتما کارتحصیل است!!"

اینم از فواید درس وتحصیل...!!

 تامار جان نمی دونم

کجاست ولی ایشالا به زودی پیداش میشه

 

نوشته ای از حامد بهداد

 

به بهانه نمايش مستند <مارلون براندو> در جشنواره فيلم فجر

 

روزگار را نمي‌بخشم‌

 

اين مستند را ديدم. براندو بزرگتر از آن چيزي بود كه من فكر مي‌كردم و

بزرگتر از آن چيزي است كه آل پاچينو مي‌گفت و اين فيلم به ما مي‌گويد.

من فهميدم براندو زواياي پنهان بيشتري دارد براي تحقيق و پژوهش.

خيلي خيلي گريه كردم. روزگار را نمي‌بخشم به خاطر اينكه

آرزوي ديدن او (از نزديك) را از من گرفت.

گريه كردم و هر بار وقتي گريه‌ام اوج مي‌گرفت

مادرم دستش را مي‌گذاشت روي پشتم و من از اينكه ديدن اين فيلم را

با مادرم قسمت كرده بودم لذت مي‌بردم.

مادر من به ظاهر شايد يك زن معمولي باشد اما در عميق‌ترين جاي

وجودش هنر را مي‌شناسد. من از بطن اون زن، دنيا آمده‌ام.

دستش را مي‌گذاشت روي پاي من و مي‌گفت: <شبيهش هستي>.

چند نفر ديگر پشت سر من نشسته بودند و من صداي گريه آنها را

هم مي‌شنيدم. حسودي‌ام شد.

لابد با خودم فكر مي‌كردم مارلون براندو فقط متعلق به من است.

فكر مي‌كردم فقط من هستم كه مي‌توانم از او پيروي كنم يا برايش بخندم

و گريه كنم. براندو به ما لذت هنر را فهماند.

واقعيت اين است كه براندو متعلق به همه تاريخ است.

حتي همه آنهايي كه قبل از او به دنيا آمدند و مردند.

خوشحالم كه جشنواره امسال را با اين مستند شروع كردم.

موقعي كه از سالن سينما بيرون آمدم،

كلاهم را تا پايين كشيدم روي پيشوني‌ام تا چشمانم معلوم نباشد.

واهمه داشتم از اينكه ديگران فكر كنند من ريا كرده‌ام.

در اين فيلم همه غول‌هاي سينما حرف زدند

ولي شون پن همان حرفي را زد كه من هميشه در ذهنم بود:

<وقتي كه نمي‌توانيد بازيگري را بفهميد يا ياد بگيريد

مارلون براندو را ببينيد.>

تا قيامت عاشق‌اش مي‌مانم.

به همين دليل هم همين حالا كه دارم اين يادداشت را مي‌نويسم

اشك در چشمانم جمع شده / تمام‌

حالا بریم سراغ اخبار ومطالبی وعکس هایی راجع به حامد بهداد

 

*-*آخرین اخبار از حامد بهداد*-*

 

سریال یک مشت پرعقاب از ۲۴ بهمن پخش میشود

 

سینمای ما- مجموعه تلویزیونی "یک مشت پر عقاب" به کارگردانی اصغر هاشمی از 24 بهمن از شبکه یک سیما پخش می‌شود. این مجموعه به تهیه‌کنندگی بهروز خوش‌رزم از 24 بهمن سه روز در هفته روی آنتن می‌رود. در "یک مشت پر عقاب" رضا کیانیان، حامد بهداد، علیرضا خمسه، پرویز پورحسینی، هرمز هدایت، آهو خردمند، فریبا کامران، مهرداد ضیایی، اشکان خطیبی، احمد آقالو، غزل معصومی و هرمز هدایت بازی می‌کنند. به نقل از خبرگزاری مهر، در خلاصه داستان این مجموعه تلویزیونی آمده است: امیرحسین دانشور فارغ‌التحصیل مهندسی شیمی در حال گذراندن دوران سربازی در پادگان عجب‌شیر است که به دلیل تماسی غیرمنتظره به تهران می‌آید... مسعود کرانی مدیر تصویربرداری، امیر اثباتی طراح هنری، مهین نویدی طراح گریم و محمدرضا موئینی تدوینگر "یک مشت پر عقاب" بوده‌اند.
بنا به گزارش خبرنگار سایت سینمای ما، گفته می شود که این مجموعه چندی ÷یش آماده نمایش بود، اما به دلیل گویش آذری شخصیت علیرضا خمسه در این سریال، گروه سازنده ناچار شدند تا دیالوگ های این شخصیت را دوباره صداگذاری کنند.

 

 

 

حامدبهداد وجشنواره فجر

 

اگر كمي شانس مي‌آورد و اپيزود دوم فيلم رسول صدرعاملي در بخش مسابقه پذيرفته مي‌شد مي‌توانست در جشنواره امسال حرف‌هاي بيشتري براي گفتن داشته باشد. بهداد كه از بعد از فيلم <بوتيك> به اين طرف با هر فيلمي كه در جشنواره حضور پيدا كرده كانديداي دريافت سيمرغ شده  امسال <حسن پنهان> را جشنواره دارد. نقشي كه گفته ميشود بهداد براي گرفتن سيمرغ نقش دوم مرد با آن مدعي است. او البته سال قبل با بازي در <روز سوم> محمدحسين لطيفي از شمايل يك نقش دوم صرف خارج شد تا امسال با فيلم <هر شب تنهايي> اين مسير را ادامه دهد. جالب اينجاست كه به بهداد در اولين تجربه سينمايي‌اش با <آخر بازي> كانديداي دريافت سيمرغ شده بود اما تاكنون موفق نشده جايزه‌اي را به خانه ببرد. 

 

<آدم> در جشنواره بمبئي‌

 

فيلم سينمايي <آدم> به كارگرداني عبدالرضا كاهاني در بخش مسابقه

دهمين جشنواره فيلم بمبئي به نمايش درمي‌آيد.

به گزارش مهر، <آدم> كه در جشنواره فيلم فجر پارسال حضور داشت،

از شش تا 16 مارس (16 تا 23 اسفندماه) در در بخش مسابقه دهمين

دوره جشنواره فيلم بمبئي در هندوستان به نمايش درخواهد آمد.

در خلاصه داستان اين فيلم با بازي مهتاب كرامتي، حامد بهداد،

فرشته صدرعرفايي و مهران احمدي آمده است:

<آدم> داستان روستايي به نام عيش‌آباد است كه كسي سال‌ها

در آنجا نمرده است. شخصي به نام آدم در روستاي عيش‌آباد حضور دارد

كه تفكر شاد زيستن مردمان روستا برگرفته از روحيه اوست.

اما زني مرموز وارد روستا مي‌شود به قصد ديدن آدم.

 

حامدبهداد در سریال جدیدمهران مدیری

 

به گزارش <باني‌فيلم> مهران مديري با تكميل ليست بازيگرانش،

سريال نوروزي خود را رسما مقابل دوربين برد.

در اين سريال كه متن آن توسط پيمان قاسم‌خاني با همراهي

محراب قاسم‌خاني، خشايار الوند و امير مهدي ژوله به نگارش درآمده

خود مديري نقش اصلي را بازي مي‌كند

و در كنارش بازيگران زيادي به ايفاي نقش مي‌پردازند.

پرويز فلاحي‌پور، عليرضا خمسه، پژمان بازغي، حامد بهداد،

اكرم محمدي، اسماعيل سلطانيان، بهروز بقايي، محمد صالح‌علاء،

رضا فيض‌نوروزي، سيامك انصاري، پرستو گلستاني،

رضا نيك‌خواه، فلامك جنيدي، سروش صحت، شقايق دهقان،

نادر سليماني، جواد عزتي، سعيد هدايتي و بهاره رهنما

بازيگراني هستند كه در كنار مديري بازي مي‌كنند.

اين سريال فضايي متفاوت با ديگر كارهاي مديري دارد

و در نقاط مختلف تهران در حال تصويربرداري است.

طبق برنامه‌ريزي‌ها تصويربرداي اين كار تا اوايل نوروز به طول خواهد انجاميد.

سريال جديد مديري قرار است 13 شب نوروز روي آنتن

شبكه سوم سيما رود.

آخرين كاري كه از مهران مديري روي آنتن رفت به سال گذشته

و سريال <باغ مظفر> باز مي‌گردد.

او پس از اين كار سي‌دي‌هاي <گنج مظفر> را كارگرداني

و در دو فيلم سينمايي <هميشه پاي يك زن درميان است>

و <دايره زنگي> هم‌بازي كرد.

مجيد و حميد آقاگليان اين سريال را براي گروه فيلم و سريال

 شبكه سوم سيما تهيه‌ مي‌كنند.

 

تصويربرداري مجموعه تلويزيوني ((زخم هاي رويا)) در تهران ادامه دارد

 

تهيه كننده مجموعه تلويزيوني ((زخم هاي رويا)) از پايان فيلمبرداري

10 درصد اين مجموعه تلويزيوني خبر داد .
مهران رسام تهيه كننده اين مجموعه تلويزيوني با اشاره به اين كه

همه مکان هاي فيلمبرداري اين سريال در تهران است ؛

گفت : گروه سازنده مجموعه تلويزيوني زخمهاي رويا هم اکنون

در منطقه پونك تهران مشغول فيلمبرداري هستند .
وي با اشاره به تهيه اين سريال در 10 قسمت 50 دقيقه اي

براي شبكه دو سيما گفت : فيلمنامه زخم هاي رويا
را عليرضا كاظمي پور نوشته است .
تهيه كننده اين مجموعه از حسين سهيلي‌زاده به عنوان كارگردان

اين سريال نام برد و افزود : فرامرز قريبيان ، حامد بهداد ،

الهام حميدي ، مرجان شيرمحمدي ، پرويز فلاحي‌پور و

سپيده ذاكري از بازيگران اين مجموعه تلويزيوني هستند .
وي با اشاره به اين كه داستان سريال زخم‌هاي رويا

در دو زمان سال 61 هجري قمري و دوران معاصر اتفاق مي‌افتد

خاطر نشان كرد : به علت ويژگي خاص اين مجموعه تاريخي

كه در زمان حال رخ مي دهد ، دو گروه تصويربرداري و صحنه پردازي

قصه تخيلي اين سريال را كه داراي موضوعات

اجتماعي ، سياسي و مذهبي است ، به تصوير مي كشند .
مهران رسام درباره داستان اين مجموعه گفت :

داستان اين مجموعه تلويزيوني درباره يك استاد دانشگاه است

كه براي پيدا كردن اسنادي عازم زادگاهش مي‌شود ،‌

وي در راه تصادف مي كند

و در اغما از كوفه سال 61 هجري سر در مي‌آورد .

 

حامد بهداد وجشنواره فیلم فجر

 

به گزارش بانی فیلم عزت‌اله انتظامي با <آتش سبز>

و <شب<، مهتاب كرامتي با <آتش سبز>و <حس پنهان<،

پگاه آهنگراني با <آتش سبز>و <خواب زمستاني<،

جمشيد هاشم‌پور با <آن مرد آمد>و <استشهادي براي خدا<،

الناز شاكر دوست با <باد در علفزار مي‌پيچيد>و <در ميان ابرها<،

رضا ناجي با <آواز گنجشك‌ها>و <باد در علفزار مي‌پيچيد>،

شهاب حسيني با <پرچم‌هاي قلعه كاوه>و <محيا<،

شاهرخ فروتنيان با <جعبه موسيقي>و <خواب زمستاني>

شبنم مقدمي با <فرزند خاك>و <هميشه پاي يك زن در ميان است>،

محمدرضا فروتن با <حس پنهان>و <كنعان>،

مريم بوباني با <محيا>و <خاك آشنا>

و رضا كيانيان با <خاك آشنا>و <هميشه پاي يك زن در ميان است>

از پر كارترين بازيگران اين دوره جشنواره محسوب مي‌شوند

 

حامد بهداد هم فیلم حس پنهان را دربخش مسابقه دارد

وهم چنین در بخش های دیگر(خارج از مسابقه)با فیلم  هرشب تنهایی

حضور دارد

 

مجنون لیلی آماده نمایش شد


فيلم سينمايي <مجنون ليلي> به كارگرداني قاسم جعفري

بعد از طي كردن مراحل فني آماده نمايش شد.

به گزارش <باني فيلم> مرحله ساخت موسيقي اين فيلم توسط

احسان خواجه‌اميري انجام شده و

او ترانه تيتراژ پاياني <مجنون ليلي> را نيز خوانده است.

مرحله صداگذاري و ميكس فيلم جعفري،

پيش از اين توسط فريدون خوشابافرد انجام شده بود.

قرار است <مجنون ليلي> بعد از صدور پروانه نمايش

اكران عمومي شود. پخش اين فيلم را مؤسسه فيلميران برعهده دارد.

<مجنون ليلي> عاشقانه‌اي شهري است كه دو شخصيت اصلي قصه

فرهاد (محمدرضا گلزار) و پروانه (الناز شاكردوست) كه نمادي از

عشق‌هاي اسطوره‌اي ايران هستند

در مسير پرفراز و نشيبي در كنار هم قرار مي‌گيرند،

اما در <روز ولنتاين> حادثه‌اي اين دو را از هم جدا مي‌كند،

ولي كادوي ولنتاين در طول يك شبانه روز مسير زندگي

اين دو دلداده را تغيير مي‌دهد و هر كدام به شناخت جديد

از عشق و دوست داشتن مي‌رسند ...

بازيگران و عوامل اصلي فيلم <مجنون ليلي> عبارتند از:

كارگردان: قاسم جعفري، 

 مجري طرح: صديقه صحت،

تهيه‌كننده: قاسم جعفري،

محصول مؤسسه فرهنگي هنري شهرزاد، پخش فيلميران.

بازيگران: محمدرضاگلزار، النازشاكردوست، حميدگودرزي، حامدبهداد،

نيما شاهرخ‌شاهي، السا فيروزآذر، يوسف تيموري،

گلاره عباسي، احمد پورمخبر، زهره مجابي، رامين راستاد،

 لعيا باستاني، كامران فيوضات، گلي اكبري، پروين ميكده،

فرخنده فرماني‌زاده، سيامك قاسمي، داود چرخت، نورالدين جواديان،

سيامك راشدي، مهشيد سلطاني، حسن نجفي، صديف آرميده.

با حضور: ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري

 

مجنون لیلی

 

یک مشت پرعقاب

 

ميكس نهايي سريال <يك مشت پر عقاب> از محصولات

مركز سيما فيلم توسط محمود موسوي‌نژاد به اتمام رسيده

و اين مجموعه تا پخش در دهه فجر، يك مرحله تبديل

و <رندر> را پيش‌رو دارد.

به گزارش <باني فيلم> طبق اعلا‌م سايت سيما فيلم 

اين در حالي است كه به گفته اصغر هاشمي،

هنوز براي دوبله گويش عليرضا خمسه در نقش استوار شه‌پرست،

اقدامي نشده است.

هاشمي درخصوص اين مسئله به خبرنگار ما گفت:

<فعلاً ميكس نهايي سريال تمام شده و بايد كپي نهايي را

 به مركز سيما فيلم ارائه بدهيم تا تصميم آخر را در اين

خصوص بگيرند. ما در حال آماده كردن همان نسخه قبلي هستيم.

اگر قرار باشد دوبله شود، بايد آقاي خمسه بيايند كه

ديالوگ‌ گفتن‌هاي ايشان دو روز بيشتر طول نمي‌كشد.>

وي مشكل اصلي را در جاي ديگري دانست و

ادامه داد: <درست است كه بازي خمسه 4 قسمت بيشتر

نيست‌، اما همين 4 قسمت بايد از ابتدا صداگذاري شده،

افكت‌ها، موسيقي و... از نو ميكس شوند

و بعد رندر و تبديل و... صورت بگيرد كه

اين پروسه بين 10 تا 15 روز طول خواهد كشيد.

اگر قرار است كار در ايام دهه فجر به پخش برسد.

 اين مسئله بايد در همين روزها مشخص شود.>

اين كارگردان گزيده كار درباره تأثير تك دوبله در ساختار كلي سريال

گفت: <اگر قرار باشد دوبله صورت بگيرد.

به كار ضربه مي‌خورد و فيلم از نظر فني دچار مشكل مي‌شود‌،

اما بايد ديد كه آيا تلويزيون حاضر است با توجه به مصلحت زمانه،

اين ضربه را به سريال بزند يا نه. به هرحال،

دوگانگي‌اي كه بين گويش مجدد خمسه و صداي سر صحنه او

ايجاد مي‌شود، ذهن تماشاچي را مي‌دزدد،

يعني همذات پنداري و ارتباط با قصه از دست مي‌رود و... .

درست است كه حضور خمسه در كار، از نظر حجم زماني،

زياد نيست‌، اما به هرحال كار ضربه مي‌خورد.

اين را هم بايد مورد توجه قرار داد كه خمسه با وجود اين كه

بازيگر كمدي است، در اينجا كمال رعايت را كرده است.

به هرحال، اميدواريم كه نتيجه كار در نهايت، ختم به خير باشد.>

پيش از اين اعلام شده بود كه با پايان يافتن پخش هفتگي

سريال <ساعت شني>، پخش <يك مشت پر عقاب>

از شبكه اول سيما آغاز خواهد شد‌، اما با تغييراتي كه در نحوه

پخش سريال <ساعت شني> و تبديل آن

به سريالي هفتگي ايجاد شده، بايد ديد با پايان

سريال مناسبتي <ستاره سهيل> نحوه پخش

<يك مشت پر عقاب> به كجا خواهد انجاميد.

اين سريال 16 قسمتي، داستان خانواده‌اي پنج نفره را

حكايت مي‌كند كه در بستر انقلاب، علاوه بر درگيري‌ها،

 در ماجراي يك قتل با وقايع سياسي و اجتماعي آن دوران گره مي‌خورند.

رضا كيانيان، حامد بهداد، هرمز هدايت، آهو خردمند،

خزر معصومي، حنانه شعشعاني، پرويز پورحسيني،

عليرضا خمسه، بهرام ابراهيمي، كاظم هژيرآزاد، نيره فراهاني،

اشكان خطيبي، تنها بخشي از گروه پر تعداد بازيگراني هستند

كه با تهيه‌كنندگي  بهروز خوش‌رزم <يك مشت پر عقاب>

را در مركز سيما فيلم به تصوير كشيده‌اند.

 

 

 

 

هرشب تنهایی 

 

به گزارش فارس، فيلم <هر شب تنهايي> كه در آن

ليلا حاتمي و حامد بهداد بازي مي‌كنند،

در مرحله ميكس نهايي قرار دارد.

این فیلم که در رزرو بخش مسابقه ایران است در شبکه اول سیما

تهیه شده وکامبوزیا پرتوی به همرا رسول صدر عاملی

فیلمنامه آن را براساس طرحی از اصغر فرهادی نوشته اند

 

 

 پسرناخلف مارلون براندو درگذشت!!

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه ،

كريستين براندو از يازدهم ژانويه به علت بيماري ذات‌الريه در

بيمارستان بستري بود و به گفته وكيلش ديويدسلي

خانواده براندو به علت مرگ او دچار شوك و ناراحتي شده‌اند.
پسر براندو در تعدادي فيلم در سال‌هاي مختلف بازي كرده بود،

اما عمده دليل مشهور بودن او به خاطر دردسرهايي بود

 كه هميشه براي خانواده‌اش به وجود مي‌آورد.
او به علت قتل دگ دورلت، نامزد خواهرش در ملك خانوادگي

براندو به مدت 5 سال از سال 1990 زنداني بود.

 

 

واما عکس 

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-

فیلم شناسی حامدبهداددر جشنواره فجر

 

نام فیلم:هرشب تنهایی 

کارگردان:رسول صدرعاملی

تهیه کننده: سیدکمال طباطبائی، محصول شبکه اول سیما

فیلمنامه‌نویس: کامبوزیا پرتوی
صدابردار: محمد مختاری
صداگذار: محمد صمیمی
طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی
چهره پرداز: محمد قومی
فیلمبردار: فرج حیدری
تدوینگر: بهرام دهقان
موسیقی: محمدرضا علیقلی
مدیر تولید: طاهر امانی

بازیگران:۱- لیلا حاتمی ۲- حامد بهداد

خلاصه داستان:

عطیه، نویسنده و مجری یک برنامه رادیویی است. او هر روز به پرسش های شنوندگان پاسخ می دهد و به آنان توضیح می دهد که چه گونه می توانند زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. عطیه به مشهد آمده و درگیر مناسبات خود با همسرش و مشکل حل نشدنی خود با اوست.

============

نام فیلم:حس پنهان

کارگردان: مصطفی رزاق کریمی

تهیه کننده: مصطفی رزاق کریمی

فیلمنامه‌نویس: فریدون فرهودی
صدابردار: عباس رستگار پور
صداگذار: علی علویان
طراح صحنه و لباس: فرهاد ویلکیجی
چهره پرداز: محمد قومی
جلوه های ویژه: اصغر پورهاجریان
فیلمبردار: فرشاد محمدی
تدوینگر: عباس گنجوی
موسیقی: محمدرضا علیقلی
مدیر تولید: فاطمه ابوالقاسمی

بازیگران:1- محمدرضا فروتن ۲- مهتاب کرامتی ۳- آتیلا پسیانی ۴- نیوشا ضیغمی ۵- حامد بهداد

 خلاصه فیلم: 

امیر و سیمین -زوجی جوان- در بحرانی خودخواسته اما ناآگاهانه گرفتارند.

رزاق كريمي با <حس پنهان> يكي از مدعيان دريافت سيمرغ بهترين فيلم اول جشنواره است. جدا از اين نكته، فيلم در بخش مسابقه هم حضور دارد تا بازيگران و عوامل فني فيلم زير ذره‌بين قرار بگيرد. از ميان بازي‌ها گفته مي‌شود بازي حامد بهداد قابل توجه‌تر از بقيه است و احتمال دارد در فهرست بهترين بازيگران نقش مكمل قرار بگيرد. تدوين عباس گنجوي و طراحي صحنه فرهاد ويلكيجي هم مي‌تواند قابل توجه باشد.

 

درآخر

 

خداوندا به من کمک کن قبل از آن که درباره ی راه رفتن دیگری  

قضاوت کنم قدری با کفش های او راه بروم .


 

 

!! نوشته شده توسط زهرا | 11:36 | دوشنبه هشتم بهمن 1386 •