تولدت مبارک مارلون براندوی وطنی
به نام آنکه نیافرید تا سود کند آفرید تا جود کند
آسمان می غرید و خورشید سر گرم روشنایی زمین بود
هر کودکی در جست و جوی یک بازی و هر پیری در پی عصای خود
و جوانان در شوق دیدار یار.....
پرنده پر می کشید و می خواند
گل با نوازش باد می رقصید
و عشق شادی می کرد
آسمان غرید
خورشید تابید
پرنده خواند
عشق خندید
و او به دنیا آمد
_______________________________
سلام به همه ی طرفداران ماه حامد بهداد
سعی کردم به بهترین صورت آپ کنم...امیدوارم دوست داشته باشین
_______________________________
اين مصاحبه مربوط به روز تولد حامد در سال 85 است با روزنامه ي خبر ورزشي كه خلاصه اي از آن را مجله نقش آفرينان چاپ كرد
حامد بهداد مي خواهد در سينماي ما خودش باشد.او در همين سال هاي ابتدايي تبديل شدنش به ستاره اي آينده دار ثابت كرده شبيه هيچ كس نيست .
بهداد تنها تحت تاثير يك هنرپيشه ي سينماي سينماي دنيا قرار دارد. به قول خودش (عاليجناب مارلون براندو)شيفتگي هم كه گناه نيست.هست؟اما با اين حال حتي تقليد از براندو را هم نمي پسندد و در هيچ يك ازپلان ها و سكانس هايي كه بازي كرده نيز چنين چيزي ديده نمي شود
براي مصاحبه با بازيگري كه به متفاوت بودن با آدم هاي اطرافش شهره خاص و عام شده بايد متفاوت رفتار كرد.به همين دليل قصه گفت و گو با حامد بهداد با تمام مصاحبه هبي قبلي فرق دارد
براي مصاحبه با او 17 ساعته رفتم آبادان و برگشتم چون در حال حاضر مشغول بازي در فيلم جديد محمد حسين لطيفي است
امروز تولد 33 سالگي بهداد است و جالب تر از همه اينكه روز تولدش با انتشار خبر جمعه تلاقي پيدا كرده تا هميشه 26 آبان در ذهنم باقي بماند
بهداد هنر مند شماره 50 است يعني پنجاهمين مصاحبه هنري-ورزشي من با اين قشر از جامعه
او را مي توان بازيگر انفجاري سينما دانست.بهداد يعني لحظه.يعني انفجار.يعني حركت.يعني سرعت. يعني اسپند روي آتش
حامد بهداد بي قرار است.از همان ابتداي زندگي اش نيز بي قرار بوده و بي قراري اش را هم ثابت كرده چون بر خلاف قانون طبيعت و عرف در 6 ماهگي پا به اين دنياي فاني گذاشته است.3 ماه زود تر از ديگر آدم ها
وقتي به او گفتم تا به حال فوتبال بازي كرده يا نه گفت اصلا فوتبال چي هست؟
اين عجيب ترين جمله اي است كه در اين مدت از هنرمندان شنيده بودم.به راستي اصلا فوتبال چي هست؟ورزش يا ابزاري براي...
ديدن مصاحبه تصويري اوبدون شك لذتي چند برابر نسبت به خواندن حرف هايش دارد.حيف كه نمي توانم بهداد را هنگامي كه به سوالاتم پاسخ مي داد به تصوير بكشم.
از امروز 33 ساله مي شوي.در سي و چهارمين سال زندگي قرار است چه اتفاقي براي حامد بهداد بيفتد؟
وقتي كه سومين سال زندگي ام داشت شروع مي شد يا سال بيست و ششم يا بيستمين سال زندگي و همه اش هم 26 آبان بود اگر كسي اين سوال را مي كردچه جوابي مي توانستم بدهم.مي توانستم بگويم قرار است چه اتفاقي بيفتد؟نه.نمي توانستم.فقط اميدوارم خواسته هاي من با خواسته هاي كائنات منطبق با هم پيش برود.چون رنجي كه مي برم به اين خاطر است كه شايد با خواسته هاي خدا هم سو نيستم
عمده ترين تغييري كه در سال جديد زندگي ات خواهي كرد چه خواهد بود؟
راستش را بخواهي يك تغيير خيلي عمده امكان دارد پيش بيايد كه نمي گويم.در زندگي ديگران تاثيري ندارد ولي گفتن آن شايعه و حاشيه درست مي كند.اميدوارم اين تغييرپيش نيايد البته بد نيست ولي اگر هم پيش آمد خوش آمد.الان با خودم واگويه كردم آن چيزي كه خيلي برايم حائز اهميت است ,شغلم ,كارم, بازيگري, سينما, عكاسي ,كارگرداني, تفريح فرهنگي و عميق شدن در اينهاست.چه اتفاق ديگري امكان دارد در زندگي من بيفتد؟اتفاق ها خيلي با اهميت نيست.اينكه در حساب بانكي تو يك باره يك ميليارد دلار پول واريز شود يا يك ميليارد دلار كه شايد همه دارايي ات باشد برداشته شود چه تغييد عمده اي در درون تو ايجاد مي كند؟سرنوشت تو جهت ديگري به خودش مي گيرد؟پس اگر چنين اتفاقي هم بيفتد نمي تواند تغيير جدي محسوب شود.نمي شود اسمش را تغيير گذاشت.
به نظرم مي آيد منتظري.منتظر يك اتفاق؟
همه سال هل منتظر يك معجزه هستيم.همه آدم ها.همه ما منتظر اتفاقي كه خودمان ايجاد مي كنيم يا ايجاد مي كنند هستيم.چيزي شبيه آرامش قلب ,امنيت ,امنيت احساس ,امنيت اقتصادي,جاني ,اجتماعي و سياسي,چيزي كه منجر شود به امنيت الهي.تمام اينها مي تواند دست به دست هم دهند كه تو راهي را در مسيرت پيدا كني كه منجر به ارتباط صحيح با كائنات ,كل كيهان و جهان هستي شود.قرار است چه اتفاق ديگري بيفتد؟نميدانم.دوست داشتم بازيگر شوم.با اينكه دوست داشتم بازيگر شوم و باشم امروزه روز دوست دارم از اينجا بروم و يك شغل ديگر پيدا كنم.شايد در گره خوردن با مردمي جديد زندگي ديگري دست و پا كنم و اين طوري از زير بار مغناطيس و امواج منفي كه روي من است فرار كنم.مي توانم آنجا خوشبخت تر شوم.اگر امكانات مالي و ارتباطات ميسر شود فكر مي كنم سرنوشتم از خشونتي كه فعلا گريبانم را گرفته لطيف تر شده و تبديل به احسنت شود.
هيچ وقت فكر كردي چرا آبان.مثلا بهتر نبود در روز اول فروردين به نيا مي آمدي؟
چرا.خب اگر حامد بهداد در فروردين به دنيا مي آمد كه خيلي بهتر بود.ماه آبان بيشترين زمانش مصادف است با ماه يازدهم ميلادي.يعني نوامبر.11 علامت زحل يا همان مشتري است.يعني چيزي شبيه دي و بهمن كه انقباض مي آورد.به ويژه بهمن.به شدت دلم مي خواست از زير سيطره اين انقباض رها مي شدم.فروردين و آبان.آره اول فروردين جالبه.در 12 ماه سال دو ماه هستند كه از علامت مارس يعني مريخ برخوردارند.مريخ علامت آهن و خداي جنگ است.يكي از آن دو ماه فروردين است كه مارلون براندو به دنيا آمده.بسياري از نوابغ و هنرمندهاي ديگر هم متولد اين ماه هستند.ماه ديگر هم آبان است كه من در آن به دنيا آمدم
چه جالب.من بدون اينكه اين چيز ها را بدانم سوالم را طرح كردم.عجيب نيست؟
شايد.اشكال اينجاست كه در تاريخ بدي به دنيا آمدم.آن هم در بحبوحه ي مناقشه هاي سياسي عصر حاضر.شايد بحران يقه ما را گرفته و حقوق مدني ما آنطور كه بايد شامل حالمان نمي شود.شايد مشكل اساسي اين است كه ما به دنياي درون خودمان مسلط و آگاه نيستيم.
نمي دانم رنجي كه من مي برم و اين همه سقوط از دره هاي احساسم براي كسي مثل دوستم سام درخشاني يا دوستم امين حيايي يا رامبد جوان هم تكرار مي شود.آيا اينها همين قدر مدام سقوط هاي زيادي را درون خود تجربه مي كنند؟ آيا رضا.بهرام يا داريوش مهرجويي ابزار تسلطشان در اختيارشان است و اين من هستم كه استيلاي لازم را به دنياي درونم ندارم.چگونه مي توانم از شر ديو درونم خلاص شوم و منطق را بر احساسم سوار كنم تا زندگي درست برايم ميسر شود.شايد آنطور كه بايد انسانهاي اطرافم را دوست ندارم و خود خواهي در من آنقدر زياد است كه هر چيزي بر وفق مرادم نيست آزارم مي دهد.
از اينكه متولد 26 آبان 1352 هستي رضايت داري.مثلا دوست نداشتي 26 آبان 1342 يا 1362 به دنيا بيايي؟
به اين فكر كرده ام كه كاش در يك روز ديگر به دنيا مي آمدم.كاش در سال اژدها يعني 1355 به دنيا آمده بودم.اما اين فكر كردن چيزي را حل نمي كند.اين منم و در اين تاريخ به دنيا آمدم.يك مرچه.يك چيزي شبيه عدم.يك بودي شبيه نبود.موجودي شبيه هيچ.من كسي نيستم.خمينم كه هستم.
كداميك از دهه هاي زندگي برايت لذت بخش تر بود.دهه اول.دههدوم يا سوم.الان هم كه در دهه چهارم قرار داري.؟
هيچ كدام.ولي ياد كودكي هر آدميزادي كه در اين دنيا به دنيا مي آيد به خير.
كداميك از اين دهه ها سخت تر بود يا اينكه در تو شوريدگي و شيفتگي بيشتري ايجاد كرد؟
بيست تا سي سالگي در تمام اين 10 سال سال 74 خيلي سنگين بود.نامردي هاي خيلي زيادي ديدم كه به خاطرش روحم تكه پاره مي شد و از بهشت آسايش و جهل به جهنم واقعيت پرتابم مي كرد.دستهاي من خيلي ضعيف تر از آن بود كه بتواند اين آتش را خاموش كند يا ساعت ها را متوقف .فقط فكر مي كنم در تمام اين سالها بايد از خود مي گذشتم و از چيزي شبيه به خود خواهي عبور مي كردم.استارت شوريدگي ام شايد 1374 بود.دهه سوم زندگي ام سالهاي خوشي هم داشت.در مجموع خدا را شكر اوضاع روز به روز بهتر شده تا بدتر.از سال 78 هم به سينما آمدم.
چرا بيشتر آنهايي كه تو رت مي شناسند بعضي وقت ها با فكر كردن به حامد بهداد ياد كلماتي مثل شوريدگي.هيجان.انفجار بي قراري.تلاطم و لحظه مي افتند؟
نمي دانم.اين بعضي وقت ها من را خوشحال مي كند.شايد ماجرا اين است كه تمامي اين چيزهايي كه همه مي گويند وجود دارد.شوريدگي.بي قراري.جنون.تلاطم.هيجان.اما آن قدر از مرحله پرتم كه شايد بعد از مرگم از من باقي نماند.كسي مثل وحشي بافقي (شرح پريشاني)را مي سرايد و تا زماني كه انسان زنده است وحشي بافقي هم زنده است.اما من چي؟طمع جاودانگي دارم اما دسترسي به راز آن نيست يا غيرتي كه همتي فراهم كند تا مفري براي نجات پيدا كنم.ساعت ها دارد با رخوت.سستي و تنبلي مي گذرد
خودت حامد بهداد را چگونه تعريف مي كني؟
از تعريف خودم گريزانم.دوم به خاطر اينكه نميتوانم .اول به خاطر اينكه ميترسم پيش خودم آبرويم برود.نمي خواهم به خودم ضربه بزنم و خودم را از يبن ببرم اما راضي نيستم.خدا را شكر.فقط همين.دلم خوش است به لحظه هايي كه در آن زندگي مي كنم.دلم خوش است كه هنوز زنده ام.شايد خوشبختي ميسر شود.شايد توانستم از خودم تعريفي به دست بياورم.
تو خود لحظه اي.شايد اگر 24 ساعت ديگر دوباره اين سوال را از بهداد بپرسم جواب جديدي را دريافت كنم.
از گذشته دلخورم و از آينده هيچ چيز نمي دانم.بهتر است كه نگويم نا اميدم.هر آنچه كه داريم در همين لحظه داريم.از پس و پيش بوي خير نمي آيد.به شدت مي خواهم گذشته ام را تغيير دهم.حتما در گذشته چيزهايي بوده كه بتوانم ار آن وام خوشبختي .عطر خير و هواي شادي برداشت كنم.در لحظه زندگي مي كنم چون هر لحظه اميد معجزه دارم.
اصلا لحظه.هيجان.شوريدگي و عاشقي يعني چه؟
يعني زندگي.يعني هنوز نمرده ايم و داريم نفس مي كشيم.يعني اين امكان در اختيار ما قرار داده شده اين همه كرامات خدا در جهان را ببينيم.اميدوارم بتوانم روي خودم اثر خوب بگذارم.همين طور برروي اطرافيانم وجهان.جهان هميشه محل نبرد بين (خير و شر)و نور و تاريكي است.دلم مي خواهد وسيله خير .نور و روشنايي باشم و زندگي اطرافيانم را در حدي كه لياقت دارم رونق دهم.
در اين آشفته حالي و آشفته بازار حامد بهداد مي خواهد به كجا برسد؟
آه بلندي مي كشد)نمي دانم.ولي تمام تلاشم را مي كنم كه جاي خوبي ببرمش.شرايط قابل تغيير است تا حدي كه تحت اختيار ما هست تغييرش مي دهيم.آن حدي هم كه نيست.خب نيست ديگر
در يكي از مصاحبه هاي قبلي ات گفته بودي شش ماهه به دنيا اومدي.اما بي تعارف كاش خيلي از آدم هاي مدعي دور و بر ما هم به جاي 9 ماهگي 6 ماهه به دنيا مي آمدند
مدعي.من ادعايي ندارم.مثلا ادعا ندارم كه آدم حسابي هستم.ادعا ندارم كه خيلي خوشگل و خوش تيپم يا اينكه پولدارم .خيلي مرفهم.با سوادم.اصل و نصبم مي رسه به سلاسه پاك فراعنه يا نيمه خدايان اساطيري ايران.ادعاي من شايد يك اعتراض است.شايد يك جور جلب توجه.شايد يك جور اعاده حق و حقوق.يك جور متمايز كردن خودم از ديگران.والله اگر من كسي يا چيزي بودم چه احتياجي داشتم به ادعا كردن.نمي دانم شايد در همين دنياي كوچك اطراف خودم آدم به ياد ماندني به نظر بيايم اما آن هم خيلي نسبي.خيلي نسبي.به ياد ماندني به مدت يك روز يا حد اكثر يك ماه.وقتي به داريوش مهرجويي.ناصر تقوايي.نيچه.هرمان هسل و كي ير كگارت فكر مي كنم يا مولايم علي كه نگرش نوين براي بشريت به ارمغان آوردند مي گويم تو چه ادعايي مي تواني داسته باسي.ويژگي تو كجاست غير از اينكه تو يك مصرف كننده صرف هستي
بازيگري يعني چه؟
در اين دنيا و كائنات انديشه ها و خرد محضي وجود دارد كه توسط ميزان سن.موقعيت.جو.نورپردازي و انسان متجلي مي شود.انسان در اين دنيا به عنوان تجلي بخش انديشه هاي خداوند ظاهر شده و حتي برخي اوقات اهريمن!اينجاست كه كشمكش بوجود مي آيد.ما شكل تغيير يافته انرژي هستيم به نام بشر.فكر كن هملت نوشته شود اما بازيگري برايش پيدا نشود.فكر كن تمام كائنات باشد ولي انسان نباشد.بازيگري مي توند حائزاهميت باشد ولي ساحت آن به خاطر ناشي گري و نداشتنعلم كافي به شوخي گرفته شده.آه به همين دليل آن ناب.آن ارزش.آن عمل كه در بازيگري جستجو مي كردم حالا در چشممكمرنگ است.شهرت چيز كاذبي است تو مي توني مشهور باشي ولي بازيگر خوبي نباشي.مهم اين است كه بازيگر خوبي باشي.فكر كن يك بازيگري مثل بهروز وثوقي چه جوري به فيلمي مثل كندو و انديشه هايي مثل انديشه(فريدون گله)جان مي بخشد.خدا فريون گله را بيامرزد.بازيگر مي تواند به فرد.انديشه ها. فلسفه و هنر ناب يك فيلسوف.نويسنده كارگردان روح بدمد.از بازيگري نمي شود تعريف مشخصي ارائه داد.گاهي از جايگاه ويژه اي بر خوردار است.چه جوري مي شود فراموش كرد بازي جك نيكلسون را در فيلم (حرفه خبر نگار)به كارگرداني آنتيوني يا بازي چارلي چاپلين در فيلم هاي خودش يا بازي هاي به ياد ماندني مارلون براندو را.آنها نوابغ شغل خود هستند.يك بار ديگر فيلم هامون داريوش مهرجويي را در ذهن مرور كنيم و يادمان بيايد بازي خسرو شكيبايي را.من نمي توانم بگويم بازيگري يعني چه ولي مي توانم بگويم بازيگر يعني كي؟
تو بازي در فيلم هاي مطرحي را از دست دادي در حالي كه كانديدا بودي مثل ضيافت مسعود كيميايي يا آتش بس تهمينه ميلاني.حسرت نمي خوري.بالاخره آتش بس ركورد دار پر فروش ترين فيلم سينمايي شد.
خب شايد اگر در آتش بس تهمينه ميلاني بازي مي كردم فيلم به اين ركورد از فروش نمي رسيد يا شايد اگر هم به همين سقف فروش مي رسيد موقعيت خوبي در سينما برايم رقم مي خورد.اما چه موقعيتي بهتر از اين مي تواند رقم بخورد و چه اتفاقي بيفتد كه من را خوشحال كند.فكر مي كنمشانس همكاري با تهمينه ميلاني را داشته باشم.چيز بعيدي نيست.كما اينكه برايش يك كار كوتاه بازي كردم و باز هم به كرات پيش خواهد آمد.اما راجع به مسعود كيميايي(بهداد به فكر فرو مي رود)سينما را با سينماي كيميايي شناختم.بد يا خوب .حال و هوا.خون.گرما و حرارت و شوري كه مي شناسيمو درباره اس حرف زديم را سينماي او دارد يا تا قبل از انقلاب به شدت داشته.فكر مي كنم كه ما هم ديگر را خيلي دوست داريم.يعني من و سينماي مسعود كيميايي.كاري با خود كيميايي ندارم.حرفم مجرد و مستقل از اوست.چون او يك فرد است كه مي تواند لحظه هايي از سلسله مراتب و طرز تفكرش جدا باشد.نمي دانم چرا اين اتفاق تا به حال نيفتاده.اما رابطه من با آن سينما رابطه بلزنده بازنده است يا برنده برنده.اين تنها من نيستم كه آن موقعيت را از دست دادم.بايد بگويم آن موقعيت هم من را از دست داده و اين را زماني مي فهمد كه
يك جايي به هم برسيم.(وقتي رفتي نفهميدم كي رفت حالا كه آمدي مي فهمم كي آمده)(گوزنها)ا
در سينماي جهان شيفته مارلون براندويي.در سينماي ايران به احترام كدام بازيگر بايد كلاه از سر برداشت؟
تعدادشان كم نيست.آنها خودشان مي دانند كه بازيگران خيلي خوبي هستند.من به عنوان مثال يكي دو نفر را اسم مي برم ولي تعدادشان بيشتر از اين حرفهاست.خسروشكيبايي و....
چرا مي گويند شبيه هيچ كس در سينما نيستي.اين نقل قول مستقيم بهاره افشاري در مورد توست؟
لطف داره.اما بر عكسش را هم شنيده ام.به هر حال من كار خودم را مي كنم.ممكنه خيلي ها دلشان بخواهد ياد كسي بيفتند يا اينكه خود من يا كارم را ببينند.جواب اين سوال را ندارم.
تو را آدم خاصي مي دانند چرا آقاي بازيگر؟
نمي دانم.نمي دانم.فقط مي فهمم که بند و زنجير خيلي زيادي به دست و پايم بسته است.نمي دانم چه مزيتي در اين خاص بودن و چه سر افکندگي در عام بودن
وجود دارد؟اولويت با شريف بودن است تو ممکنه خاص باشيولي آدم بدي به حساب بيايي يا اينکه عام باشي ولي خوب باشي.ولي انساني خوب.اما ويژگي همراه انسانيت حتما حتما حتما منحصر به فرد است.
دلت نمي سوزد فيلم چاي تلخ با بازي تو نيمه كاره باقي ماند و نتوانستي بازي جلوي دوربين ناصر تقوايي را تمام كي؟
متاسفم.همه آن عوامل دلشان مي سوزد.همه.شايد از همه بيشتر خود كارگردان و تهيه كننده.چه فيلم نامهاي.چه فضايي.چه داستاني.چه كارگرداني.چه روزهايي.حالا بعد از سه سال برگشتم آبادان و يكسره ياد آن روزها هستم.كار كردن با ناصر تقوايي براي من افتخار بود.
بازيگري براي تو سينماست تئاتر يا تلويزيون؟
همه اش .خاصه سينما. همه اش خوب است
بهداد را متعلق به کداميک مي داني؟
سينما
در بين كارهايي كه انجام دادي كدام را بيشتر مي پسندي؟(رقص با ماه)به كارگرداني عبدالرضا كاهاني.كه هنوز پخش نشده.فيلم بسيار زيبايي است كه مي تواند منجر به توفيقات جشنواره اي و فيتيوال هاي خارجي شود.خيلي از اهالي سينما دادند و پسنديدند.حتي آقاي كيا رستمي فيلم را ديد و بعد از اين فيلم من را براي فيلم خودش انتخاب كرد.وقتي مي گويم عباس كيا رستمي يعني منظورم همان عاليجناب كيارستمي است كه در تمام دنيا مي شناسندش و برايش ارزش قائلند.رقص با ماه به دلايلي بسيار كوچك و بي ارزش در اختيار ما قرار ندارد و نمي شود تدوين شود و وارد بازار.بهداد به گوشه اي خيره مي شود و مي گويد:آه خيلي براي آن فيلم زحمت كشيدم.متاسفم كه يكي از بهترين هاي كارنامه ام ديده نشده است.
تا به حال شده بگويي اين نقش مال من بود يا اينكه آرزو كني كاش تو آن را بازي مي كردي.چه در سينماي جهان چه در سينماي ايران؟
بله بوده.اما بي فايده است.بازيگراني هستند در دنيا و سينماي هاليوود كه بازي من از آنها بهتر است و تاسف فقط اين است كه آنها در هاليوود مشغولند و من در اينجا.آنها تبليغات گسترده اي دارند و من نه.
از ته دل هيچ كس نمي خنده.هيچكي به هيچكي ديگه دل نمي بنده.كافه ستاره فيلم خوبي بود.
اين هم براي خودش حكايتي دارد.آشنا شدن با سامان مقدم.حميد نعمت الله.مصطفي و مرتضي شايسته.محمد شمس.اردشير افشين راد.هادي انبار دار.محمد نشاط.محمد شايسته و همه و همه بچه هاي هدايت فيلم.آن فيلم آرزوهاي كوچك مردم يك محله بود كه توفان مخالف سر نوشت از آرزوهاي ك.چك آنها بزرگتر بود.نمب فهمم چرا يك مرد پيدا نمي شود كه زنجير غلاملن را بشكند.
حامد بهداد چه جور آدمي است؟
(در روياي خودش حامد بهداد را ترسيم ميكند)
بچه.هنوز بچه است.هنوز در برابر هستي گنگ و مهجور.طوري كه انگار هنوز به دنيا نيامده.هنوز و هنوز پناهنده به آغوش مادرش و چشم به راه دست هاي پدرش.نيازمند.ضعيف و خشمگين.خشمي كه نمي تواند در روزمرگي تخليه اش كند.پس منتظر مي ماند تا نقشي درخور به او حواله شود تا بتواند عقده هايش را به نمايش بگذارد.
از دستش راضي هستي؟
نه اذيتم مي کند به من کم محبتي مي کند . خودش به من بي عدالتي مي کند.
کودک درونم را در معرض قضاوت و ترجيح ديگران قرار مي دهد. براي رسيدگي به کودک درونم وقت و اهميت قائل نيست. آخ ظلم ظلم ظلم ريشه اش کنده نمي شود در بستري بزرگ شده که به او خشونت شده . به او آموزش داده شده خشونت کند .فکر ناسالم به خاطر رفتار ناسالم . بيماري در جانش نشست کرده به همان سان که در جامعه رسوخ کرده . مردم مريضند من مريضم . حامد مريضه. مگر مي شود با تاريکي به جنگ تاريکي رفت! همه ي ما قرباني خشونتيم
اگر بازيگر نمي شدي الان چه كاره بودي؟
جوابش سخته.يا بايد بر اساس آرزوهام جواب بوهم يا بر اساس واقعيت.زمين دار.كشاورز.پرنده باز.گل و درخت و گياه.ملك و زمين و خونه اي يا ويلايي منطبق بر نقشه هاي معماري شيك.مدرن و زيبا.شايد هم خلبان.شايد بقال ولي چه شغلي بهتر از كار فرهنگي.سينما.تئاتر.دكور لباس.تدوين و صدا.چه شغلي بهتر از شغلي كه الان دارم.
تا آخر عمر مي خواهي بازيگر بماني؟ نمي شود روزي فيلم بسازي و کارگردان شوي حتي شايد تهيه کننده يا کاري ديگر در سينما؟
چرا نشود من به زودي زود فيلم خواهم ساخت اميدوارم بتوانم کشور را ترک کنم و بروم تا يکسري تحصيلات در زمينه ي تدوين داشته باشم.فيلم خواهم ساخت.كار خواهم كرد.خواهم نوشت و كارهايي از اين قبيل
شنيدم هم صداي قشنگي داري و هم اهل موسيقي هستي.اسمت هم در تيتراژ سريال(آخرين گناه)و گروه موسيقي آن به چشم ميخورد
موسيقي هاي جاز و بلوز دهه ي هفتاد موسيقي سياه پوست ها و موسيقي راک آن دهه يک کمي علاقمندم کرده و با دوستان شبيه به آن کار کرده ام و کمي زديم و خوانده ايم که کار چندان جدي نيست خيلي ها هستند دستي بر ساز دارند ما هم همين فعلا حساب آنچناني روي موسيقي باز نکرده ام.
دلت بيشتر از چه چيزي مي گيرد؟
شکست.
حامد بهداد شدن چه هزينه هايي داشت؟
سوال غلطي است.مثل اينكه بپرسي پرويز پرستويي شدن چه هزينه هايي در بر داشت..
هر کس به قيمت خودش هزينه مي دهد .حالا بستگي دارد به آنکه قدر خود را بداند يا نه.هزينه دارد ديگر.تاوان دارد !
وقتي آمدي به سوي سينما مافيا دست روي شانه ات نگذاشت كه بنشين سر جات؟
من چنين چيزي احساس نكردم.اگر مافيايي هم وجود دارد آن را بي شعور نديدم.يعني مي فهمند دست كي را بگيرند يا نگيرند.مي گويند شريفي نيا باند دارد.اما از هر 10 نفري كه به سينما معرفي كرده نصفش خوب بوده اند.باند داشتن او يعني نمي گذارد كسي بيايد بالا؟نه خير .معني اش اين است كه دارد خوب ها را معرفي مي كند.من باند و مافيا احساس نكردم و نديدم.همين آدم ها به من زنگ مي زنند بيا سر اين كار يا برو سر آن كار.براي من پيشنهاد داشته اند.چه طوري مافيا مي تواند جلوي من را بگيرد؟بايد خيلي بي شعور باشد كه جلوي من را بگيرد.
از چه راهي پول در مياوري؟
فقط بازيگري
در بچگي دوست داشتي چه کاره شوي؟
بازيگر
الان اگر از بازيگري پول در نياوري چه راهي براي گذران زندگي پيدا ميكني؟
يك رشته تحصيلي ديگر را مي خوانم و مشغول آن مي شوم.موسيقي.معماري.تدوين.كارگرداني.حتي خياطي.بقالي.قصابي.نجاري.خريد و فروش موبايل.دلالي.كلاهبرداري.دزدي و....وقتي جلوي يك بازيگر گرفته شود و نتواند امرار معاش كند و بلوكه شود.از نان خوردم بيفتد.وقتي يك نفر نتواند از توانايي هايش استفاده كند.كار به جاي باريك مي كشد.به فروش هويت.ولي اگر براي من اتفاق بيفتد واقعا مي روم خارج از كشور پيش دوستانم.ميروم سفر
بدترين ساعت زندگي؟نداشتم.الحدالله..بدترين نداشتم
منفورترين آدم دنيا؟
آن كسي كه ظلم ميكند.ظالم.منفورترين آدم دنياست.آن كسي كه خون همنوع هاي خودش را مي كند داخل شيشه
دوست داري چه طوري بميري؟
خيلي به آن فكر كردم ولي چيز خاصي به نظرم نرسيده.زيباترين و بهترين پايان مرگ در اوج است.مثل عقاب.ولي شايد اوج من در سقوطم باشد.موقعي كه دارم در پياده رو با عصا قدم مي زنم يا دارم سخنراني مي كنم يا در رختخواب يا داخل آب.آدميزاد بالاخره مي ميرد.همانطوري كه يك روز به دنيا آمده.من 6 ماهه به دنيا آمدم.نمي دانم اين موضوع چه ربطي با مرگم مي تواند داشته باشد.
روي سنگ قبرت چه مي نويسي؟
حامد بهداد
اهل تماشاي کارتون بودي؟
بله مي ديدم . هميشه مي ديدم .هميشه. پينوکيو. همه ي کارتونهاي زمان ما . همه اش يادمه . همه ي انيميشن ها و برنامه کودک . دوره ي ما خيلي بهتر بود . الان مزخرف است نمي دانم آن موقع چه کساني کارتون ها را خريدند و دوبله کردند اما دستشان درد نکند عالي بود.
کمترين دستمزدت در حرفه ي بازيگري؟
مجاني هم بوده آن هم براي يک فيلم سينمايي.
تا به حال عاشق شدي؟
(مي خندد اما با دهاني بسته كه بيشتر شبيه تبسم است شايد هم نيشخند)
بعد از كلي نلنجار دروني مي گويد:چي بگم برات.به نظر تو آدمي مثل من عاشق شده؟
فراوان!
فراوان.دلم تو هر پيچي مي پيچه.ولي اين روز ها عاشق هستي ام.عاشق طبيعت.عاشق كائنات.گل و گياه.طبيعتي كه به تو خيانت مي كند.به تو وفا مي كند.جايي كه انتظار نداري شب است و جايي كه اميد نداري روز.عاشق آدم هام.عاشق خودم.عاشق تو
كجا به دنيا آمدي؟
خراسان
كجا بزرگ شدي؟
مشهد به دنيا آمدم.تهران دوران دبستان.راهنمايي هم نيشابور.دبيرستان هم مشهد.دانشگاه هم تهران.اسكار هم آمريكا
تحصيلات؟
ديپلم ادبيات.شكر خدا به پيشنهاد يكي از معلم هاي دلسوزم رفتم دنبال اين رشته.در دانشگاه آزاد هم تئاتر خوندم
تجديدي و مردودي هم به راه بود؟
اوه اوه.من هر سال تجديد مي شدم و سالي دو بار مردود.(مي خندد)3سال مردود شدم.البته صفر هم زياد گرفتم
از شيطنت هاي مدرسه بگو
بخاري آتش مي زديم.شيشه مي شكستيم.دعوا و كتك كاري.هزار تا از اين اتفاق ها كه همه در زندگي دارند.خودمان را مي زديم به دل درد و مريضي از ديوار مدرسه فرار مي کرديم.
ورزش مي كردي؟
ورزش كردم.بوکس جودو پينگ پونگ واليبال بسکتبال همه اش را خط بزن بنويس بوکس . خيلي ورزش ها انجام دادم
اما حرفه اي فقط بوکس کار کردم مسابقه هم دادم يکي دو بار در رده سني نو جوانان استان خراسان .
مقام هم آوردي؟
يك بار دوم شدم.دو بار ديگر هم حذف.54 كيلو مسابقه مي دادم اما هيچ وقت ناك اوت نشدم بلكه ناك دان مي كردم
پس چرا ادامه ندادي؟
به دليل مشكل تنفسي نمي توانستم ادامه دهم.هنوز هم اين مشكل را دارم
در چه ضربه اي بهتر بودي و شگرد داشتي؟
ضربات راست مستقيم من خوب مي نشست
چرا فوتبال ما در سطح ملي اين قدر غير قابل پيش بيني است؟
من اصلا فوتبال نمي فهمم و فوتبال نمي دانم.اصلا فوتبال چي هست؟
يعني فوتبال دوست نداري؟
نه.فوتبال دوست ندارم.نمي دانم چرا.تماشا هم نمي كنم
يعني نمي داني علي دايي كي هست؟
تو مي داني؟من نمي دانم.هيچ كدام از فوتباليست ها را نمي شناسم.نمي دانم چه كساني در تيم ملي بازي مي كنند.مثل اين مي ماند كه يك سري من را نمي شناسند.خب حتما اهل سينما نيستند.من هم اهل فوتبال نيستم.به خدا نمي شناسم.فقط اسم علي دايي را شنيده ام و عكس خداداد عزيزي را هم ديده ام اما يك بار هم مسابقه فوتبال نگاه نكردم
برايم خيلي عجيب است كه تو در مقابل فوتبال دافعه داري؟
من از آن دسته آدم هايي هستم كه وقتي تيم ملي نتيجه نمي گيرد ناراحت نمي شوم.به خاطر اينكه برد و باخت تيم ملي با جنگ جهاني دوم اشتباه گرفته شده است.جاي فوتبال با جنگ جهاني عوض شده.اگر در فوتبال پيروز شويم كدام يك از مشكلات مملكت ما حل مي شود.فقط شيشه اتوبوس ها را مي شكنند و ماشين هاي مردم را داغان مي كنند.در پيروزي هاي مهم تيم ملي به بدترين نحو ممكن انرژي تلنبار شده برخي تخليه مي شود.با پيروزي هاي تيم ملي كدام بچه گشنه اي سير مي شود.كدام زن بي سر پرستي مشكلش حل مي شود و خرج زندگي اش در مي آيد؟با پيروزي فوتبال فرقي در اوضاع جامعه ايجاد مي شود يا اگر ببازد به كسي ضرر مالي مي خورد و آن كسي كه كلاه مردم را برداشته به سزاي عملش مي رسد؟من ورزش را در سطح سلامت روح.روان و جسم مي فهمم.بيشتر سر در نمي آورم چون حرفه اي است و من بلد نيستم
در ورزش دنيا هيچ ورزشكاري نيست كه محبوب حامد بهداد باشد؟
محمد علي کلي بي نظير است . کلي خيلي به سينما نز ديک است . او نابغه است از همه بيشتر دوستش دارم
اين همه نبوغ قدرت و ابتکار عمل از يک انسان بعيد است . مسابقه ي قهرماني او با فورمن که
در هشت راند پاين يافت شاهکار بود محمد علي کلي در رينگ درست مثل مارلون براندوي سينما مي ماند
اينكه محمد علي را با براندو قياس مي كني برايم جالب است.همه مي دانند تو به شدت عاشق براندويي.
نبوغ محمد علي كلي و براندو در بوكس به يك اندازه است.هر كدام در حرفه خودشان به سر حد نهايت رسيدند.
_______________________________
آلبوم عکس
_______________________________

()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()
()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()
()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()

_______________________________
واما تبریکات شما برای تولد حامد بهداد عزیز:
زاگرس عزیز
به آسمان سلام کن
تا بستری از لبخند برایت بگشاید
و هزار پرستو را بر آستانه ی من بنشان
تا به رسم آیینه بمیرند
من به اخرین واژه یی می اندیشم که به آبی آسمان ایمان آورد
و از باغهای فرسودگی انجیر تداعی چید
کاش آن واژه تو باشی
بی نام
ستاره بی چون و چرای سینمای ایران
با همون بغض صدات بهت میگم:
"تولدت مبارک"
ترنم جان
حامد آقا تولد 34 سالگیتان مبارک.
دوستتون دارم!
یه دوست داشتن گیج توام با نگرانی
اگر گرمم بکنه و اگر وفادارانه تو دلم جا خوش کنه
زاگرس عزیز
می چکم
می رقصم
می خوانم
من زلالی شبم که بر آستانه تو می چکم
می رقصم
می خوانم
فراخوان پائیز را به به طراوتی گیج
و یالهای اسبهای وحشی را در فضای من بپراکن
گمشده ام را نیافتم و ستون های من پوسید
یک کام می گیرم
می چکم با ابر
میرقصم با باد
می خوانم با سکوت
می پوسم با تو
تقدیم به حامد خان تولد شما مبارک
مونا جان
جشن تو جشن تولد تمومه خوبیهاست جشن تو شروع زیبای تمومه شادیهاست
جشن تو شروع یک روز مقدس برام وقت شکر گذاری به سوی درگاه خداست
حامد جان، مارلون براندوی وطنی...تولدت مبارک
این دوستان عزیز هم تولدآقای بهداد رو تبریک گفتن
آقا سهراب
اقلیمای عزیز
سحر جان
لیلا جان
سارا جان
آقا متین
آشنای عزیز
آقا ایمان
ثمانه جون
لادن جون
بیتا جون
نونا جون
ناتالیا جون
طلا جون
شهرزاد جون
مونا جون
ومحبوبه جون![]()
_______________________________
واما پوستر
_______________________________

()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()

()()()()()()()()()()

______________________________
آخرین اخبار از حامد بهداد
______________________________
توسط يونيسف صورت ميگيرد:
اكران <مي ترسم پس دروغ ميگويم> در قاره آسيا
فيلم كوتاه ايراني <مي ترسم پس دروغ ميگويم> ساخته تهمينه ميلاني توسط سازمان يونيسف در كشورهاي آسيايي اكران ميشود.
اين فيلم كوتاه 30 دقيقهاي كه به سفارش يونيسف ساخته شده قرار است در كشورهاي آسيايي به نمايش درآيد.
در اين فيلم كه به دلايل دروغگويي كودكان پرداخته ميشود،مهناز افشار، آتيلا پسياني،نگين صديق گويا، نيلوفر خوش خلق، حامد بهداد، ماهچهره خليلي، مهدي اميني خوا،، سحر ذكريا، مريم كاظمي، ناهيد مسلمي و ژاله شعاري و 30 نفر دانش آموز مدرسه گيو ايفاي نقش كردهاند.
تهمينه ميلاني، خود نويسندگي اين فيلم را بر عهده داشته و عليرضا زرين دست تصويربردار آن بوده است.
***********
حامد بهداد: از بازي در <دايره زنگي> لذت بردم
حامد بهداد گفت: از حضور در كار آخرم <دايره زنگي> راضي هستم و اين پيشنهاد را به خاطر لذتبخش بودن آن پذيرفتم.
اين بازيگر در گفتوگو با فارس، اظهار داشت: در <دايره زنگي> به كارگرداني پريسا بختآور نقش كوتاهي را بازي كردم كه طبق روال معمول كارهايم است. وي در مورد حضور در نقشهاي بلند و كوتاه در فيلمهاي مختلف مثل <روز سوم> و <دايره زنگي> اظهار داشت: <در <دايره زنگي> بازيگراني چون مهران مديري، باران كوثري، صابر ابر، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا و... بازي كردهاند و براي من همين حضور لذتبخش بود و اصولا من در هر نقشي كه براي خودم لذتبخش باشد، بازي ميكنم.>
بهداد همچنين بازي در پروژه <هر شب تنهايي> (رسول صدرعاملي) را يك همكاري عالي قلمداد كرد.
***********
سه قصه كوتاه درباره عشق
حامد بهداد و رامبد جوان در يك فيلم كوتاه
حامد بهداد و رامبد جوان در فيلم كوتاهي به كارگرداني حميدرضا هوشمند ايفاي نقش كردند.
به گزارش <باني فيلم>، اين فيلم اپيزوديك با نام <سه قصه كوتاه درباره عشق> سه داستان مختلف را به تصوير ميكشد. حامد بهداد، رامبد جوان و فقيهه سلطاني در سه اپيزود اين فيلم كوتاه جلوي دوربين فريدون شيردل رفتند. در اپيزود اول الهام پس از تصادف با بهرام، همسر او ميشود، ولي اين حادثه براي يك زندگي واقعي، كافي نيست. در اپيزود دوم، كمال كارگر ساختماني است كه با همسرش زندگي آرامي دارد. در اپيزود سوم، زني باردار در آستانه بچهدار شدن است. اين فيلم با پايان يافتن تصويربرداري هماكنون توسط محمد شيرواني تدوين ميشود. عوامل اصلي اين پروژه عبارتند از: كارگردان: حميدرضا هوشمند، نويسندگان: حسين مقدسي، حميدرضا هوشمند، تصويربردار: فريدون شيردل، صدابردار: فرخ خدايي، چهرهپردازان: آنيتا بيات، علي مجاهد، عكاسان: عطاا... طاهركناره، اريا برزن، فروزان، تدوين: محمد شيرواني، مديرتوليد: محمد عبديزاده، بازيگران: فقيهه سلطاني، رامبد جوان، حامد بهداد، محسن عزيزي، نسرين اسلامي، تهيهكننده: مركز گسترش سينماي مستند و تجربي.
***********
سيمافيلم سريالش را از شبكه سوم باز پس گرفت
<يك مشت پر عقاب> به شبكه اول داده شد
پخش سريال <يك مشت پرعقاب> از شبكه سه سيما منتفي شد و اين مجموعه تلويزيوني براي پخش به شبكه اول سيما تحويل داده شده است.
به گزارش ايسنا، <يك مشت پر عقاب> اصغر هاشمي دومين سريالي است كه طي روزهاي اخير تغيير شبكه داده؛ پيش از اين <مار و پله> از شبكه دو سيما به شبكه تهران منتقل شده است.
بهروز خوشرزم، تهيهكننده <يك مشت پرعقاب> در گفتوگو با ايسنا، توضيح داد: اين سريال اكنون در شبكه اول سيما در حال بازبيني است و بزودي از اين شبكه پخش ميشود.
مدير تامين برنامه شبكه اول سيما با تاييد اين خبر، زمان پخش آن را اعلام نكرد.
<يك مشت پرعقاب> محصول سيمافيلم است كه قرار بود از شبكه سه سيما پخش بشود. به اينترتيب اين مجموعه به همراه <ساعت شني> دو كاري هستند كه در انتظار تعيين زمان آغاز پخش هستند.
<يك مشت پرعقاب> را اصغر هاشمي كارگرداني كرده است و برخي از عوامل ساخت آن عبارتند از نويسنده: فرهاد توحيدي، مدير توليد: هومن كبيري و بازيگران: رضا كيانيان، حامد بهداد، خزر معصومي، پرويز پورحسيني، احمد آقالو و آهو خرمند
***********
دست اندركاران فيلم <دايره زنگي> قصددارند اولين ساخته پريسا بخت آور را پس از نمايش در جشنواره فيلم فجر،بلافاصله اكران كنند.
به گزارش فارس، اين فيلم مراحل پاياني خودرا براي آماده نمايش شدن سپري مي كند. <دايره زنگي> داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برميدارد و همراه محمد به گردش در شهر ميرود، اما طولي نميكشد كه تصادف ميكنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينههاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانهاي در شمال شهر ميروند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوشخلق و اكرم محمدي بازيگراني هستند كه در <دايره زنگي> به ايفاي نقش پرداختهاند.
***********
سياست جديد شبكه ملي براي سريال <يك مشت پر عقاب> هم اعمال ميشود و با پايان <ساعت شني> سريال جديد اصغر هاشمي روزهاي زوج روي آنتن ميرود.
بهروز خوش رزم تهيه كننده اين سريال در گفت و گو با ايسنا اظهار كرد: با توجه به تصميم مديران شبكه اول سيما نسبت به پخش سريالهاي ايراني در روزهاي زوج، <يك مشت پر عقاب> هم قرار است همانند سريال <ساعت شني> در اين زمان روي آنتن برود.
خاطرنشان ميشود <يك مشت پر عقاب> محصول سيمافيلم است كه قرار بود روي آنتن شبكه سه سيما برود، اما در نهايت اين سريال براي پخش از شبكه اول سيما در نظر گرفته شد.
<يك مشت پر عقاب> را اصغر هاشمي كارگرداني كرده است و برخي از عوامل ساخت آن عبارتند از نويسنده: فرهاد توحيدي، مدير توليد: هومن كبيري و بازيگران: رضا كيانيان، حامد بهداد، خزر معصومي، پرويز پورحسيني، احمد آقالو و آهو خرمند.
<يك مشت پر عقاب> در 16 قسمت ساخته شده است. اين سريال يك اثر خانواگي است كه در قالبي معمايي و جنايي در بستر انقلاب روايت ميشود.
تا تولد....
به نام آنکه نيافريد تا سود کندآفريد تا جود کند
سلام نازنيناي خودم
خوبين؟
یه صحبت کوچولو باهاتون دارم
تولدآقا حامد روز۲۶ اين ماه هست بعضي ها هم مي گن۶آبان
بوده به هر حال ما آپ ويژه مون رو براي ۲۶ آبان مي ذاريم
اين پست هم مخصوص اينه که شما هرگونه پيام تبريکي که
براي آقا حامد دارين بذارين تا ما با اسم خودتون واسه ي اون آپ
ويژه استفاده کنيم
منتظر مطالب زيبا وقشنگتون هستم
مطالبی رو که برای آپ بعدی می فرستید درقسمت نظرهای
خصوصی بنویسید




