تبليغاتX
¨`*•.هواداران حامد بهداد.•*´¨

مصاحبه بانی فیلم

      

به نام آنکه نيافريد تا سود کندآفريد تا جود کند


سلام مهربوناي نازنين
امروز مي خوام يه مصاحبه بذارم از حامد بهدادکه حدود 2هفته ي پيش روزنامه ي باني فيلم با ايشون انجام داده
البته چون طولاني هستش در سه قسمت توي وبلاگ مي ذارم 
 


بي‌اغراق حامد بهداد را يكي از مستعدترين بازيگران سينماي ايران در سال‌هاي اخير بوده است.

بازيگري كه شايد براي عامه‌ سينماروها چهره‌اي بسيار شناخته‌ شده نباشد، اما آنهايي كه سينما را جدي‌تر دنبال مي‌كنند، اغلب از او به عنوان بازيگري با قريحه ياد مي‌كنند كه از قابليت‌هاي بسياري برخوردار است، هر چند كه هنوز توانايي‌هاي بلقوه او تمام و كمال به فعليت نرسيده است.

كارنامه بهداد به لحاظ كمي كوچك، اما در عين حال از جنبه كيفي پربار بوده است. او اگر چه كمتر فرصت آن را داشته تا در نقش‌هاي اصلي فيلم‌هايش ايفاي نقش كند،‌ اما پاره‌اي از همين نقش‌ آفريني‌هاي كوتاه جلوه‌اي درخشان و به ياد ماندني داشته‌اند.

خاصه آنكه يكي از همين نقش‌هاي كوتاه(مهرداد در فيلم بوتيك) باعث درخشش بهداد شد. شخصيتي تلخ و فراموش نشدني كه بهداد حضوري فوق‌العاده در آن داشت. همين درخشش كافي بود تا از آن پس نقش‌هايي  در شمايل ضد قهرمان به او پيشنهاد شود. شخصيت‌هايي كه خود بهداد  نيز به آنها بي‌علاقه نبوده است.

 در روز سوم  بهداد اين شانس را داشته است كه نقشي  بسيار متفاوت  را تجربه كند يكي از سه شخصيت‌ محوري فيلم كه بار اصلي درام را نيز بر دوش مي‌كشد. ويژگي‌هاي نقش و بستر مناسبي كه در اين فيلم در اختيار بهداد قرار گرفته از روز سوم نقطه عطفي در كارنامه او ساخته است كه با توجه به اقبال عمومي فيلم مي‌تواند قابليت‌هاي او را در معرض ديد و قضاوت طيف گسترده‌اي از مخاطبان سينما قرار دهد.

 همين مسئله مي‌تواند دليلي باشد بر اينكه كوتاه يا بلندي نقش چندان اهميتي براي او ندارد بلكه كيفيت خود نقش بيش از هر چيز اهميت دارد. اين نكته‌ايست كه بهداد با اشراف كامل برآن،‌هيچگاه از برعهده گرفتن نقش‌هاي كوتاه ابايي نداشته است. 

 حامد بهداد  و ذهني سيال دارد، در طول گفت‌وگو با وجود اينكه كوچكترين صدايي از اطراف  تمركز او را به هم مي‌زد، سعي كرد تا حد امكان به شكلي متمركز پاسخگوي سوالات باشد. اين گفت‌وگو براي من حاوي نكات جالبي بود، بويژه اينكه دريافتم با چه دقت و تجزيه تحليل درستي به سراغ شخصيت‌هايي رفته است كه نقش آنها  را برعهده داشته است.

 
فكر مي‌كنم درشروع اشاره‌اي داشته باشيم به اولين حضور شما در سينما كه به نقش يك پسر خوب! ظاهر شديد، اما بعد از اين فيلم رفته رفته شما را در نقش ضد قهرمان‌  فيلم مي‌بينيم. شمايلي كه تفاوت بسياري با آنچه در اولين فيلم شما ديديم دارد، خود شما تصور مي‌كرديد كه چنين آغازي رفته رفته با چنين تغييري همراه بشود؟ چقدر از اين مسئله آگاهانه و به انتخاب خود شما بود؟

-حامد:نقشي كه در آخر بازي  برعهده گرفتم، يك اتفاق بود، خيلي آگاهانه اين مسئله صورت نگرفت، شايد اگر نقش يك ضد قهرمان پيشنهاد مي‌شد، اول در چنين نقشي بازي مي‌كردم، يا مثلاً اگر اول بوتيك پيش مي‌آمد، اول نقش مهرداد را بازي مي‌كردم و بعد در آ‌خر بازي.

شخصيت در آخر بازي هم يك نقش بود، مثل نقش‌هاي ديگر با ويژگي‌هاي خاص خودش و من سعي كردم كه آن را تا حد امكان  به خوبي به اجرا بگذارم و فكر هم مي‌كنم كه خود فيلم هم در نوع خود كار بدي نبود،  اما  شانس اين را پيدا نكرد كه از استقبال تماشاگر برخوردار شود.

 حقيقتاً آن وقت كه اين فيلم را بازي مي‌كردم خيلي به  اين فكر نمي‌كردم كه اين نقش مثبت است يا منفي، خود نقش و ويژگي‌هايش برايم مهم بود. 

 خيلي از آدم‌ها وقتي قصد دارند بازيگر شوند يا حتي پيش از آن شروع مي‌كنند به گرته‌برداري از قهرمان‌هاي مورد علاقه خودشان يا شخصيت‌هايي كه در پيرامونشان وجود دارد. حتي در قالب آنها فرو مي‌روند، نقش آنها را بازي مي‌كنند، در خلوت خودشان در جلوي آينه يا پيش روي اهل خانواده، بنابراين معمولاً چون تمرين بيشتري در اين زمينه دارند چنين نقش‌هايي را بهتر اجرا مي‌كنند. شايد من هم به دليل علاقه‌اي كه همواره به فيلم‌هاي تلخ و ضد قهرمان‌ها داشته‌ام، به اجراي چنين نقش‌هايي‌گرايش داشته ام.

‌يعني مي‌خواهيد بگوييد كه اين خط سير به شكل ناخودآگاه پيش كشيده شده است و خود شما بصورت  مستقيم در آن دخالتي نداشتيد. مثلاً در انتخاب با نقش‌هايي كه به شما پيشنهاد مي‌شود و گزينش چنين شخصيت‌هايي و...

-حامد:حالا كه فكر مي‌كنم مي‌بينم تقريباً همين‌طور  بوده است. ببينيد من از ‌آن دسته بازيگراني نيستم كه بخواهم ژست بگيرم و براي بازارگرمي يكسري حرف‌ها را سرهم بكنم، در طول دوران كارم تقريباً همه نقش‌هايي را كه به من پيشنهاد شده را پذيرفته‌ام.  اين فيلم‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني و تله فيلم‌هايي كه من در آنها بازي  كرده‌ام به جز چند استثناء تقريباً همه آن نقش‌هايي است كه به من پيشنهاد  شده است.

‌با توجه به حرف‌ شما بايد اين طور نتيجه  بگيريم كه پيشنهاد شدن چنين نقش‌هايي به خاطر كشف قابليت‌هايي است كه در اين زمينه داشته‌ايد،‌ توانايي اجراي چنين شخصيت‌هايي كه اغلب تلخ،‌ درونگرا و بسيار پيچيده هم هستند و اگرچه مي‌توان برخي از ‌آنها را در قالب ضدقهرمان‌ها جا داد، اما نمي‌توان به عنوان تيپ‌هايي آشنا كه تماشاگر سابقه ذهني از آنها دارد پذيرفت. چهره شما جنس بازي و توانايي‌هايي كه داريد به نظر من از شما گزينه خوبي براي ايفاي اين دست نقش‌ها ساخته است. حقيقت اين است كه گاه من هم وقتي در فيلم فيلم‌هاي ديگر با شخصيت‌هايي در اين شكل و شمايل روبرو مي‌شوم كه اجراي خوبي نداشته‌اند، به خود مي‌گويم،  اگر حامد بهداد اين نقش را بازي مي‌كرد، حتماً حاصل بسيار بهتري داشت...

-حامد:خب چنين بحث‌هايي هميشه وجود دارد، پس از بوتيك چنين تصوري براي برخي بوجود آمد كه  شايد اين پيشنهاد‌ها هم از آن مسئله متأثر شده باشند.

در آخر بازي  نقش اصلي را برعهده داشتي، اما بعد از آن بيشتر در نقش‌هاي كوتاه ظاهر شدي... به نظر خودت اگر اين فيلم سروصدا مي‌كرد و چهره‌ مي‌شدي بهتر بود يا الان كه مسير را پله‌پله بالا مي‌روي؟

-حامد:اگر نگاهي روان‌شناسانه به ناخودآگاه جمعي برخي از مردم داشته باشيم، در ‌آن يك نوع بخل را مي‌بينيم،  انگار چيزي كه ذره ذره به دست مي‌‌آيد ارزشش بيشتر است از چيزي كه يكباره و با يك اتفاق بدست مي‌آيد. معمولاً منتقدها و بعضي از هنرمندان به چنين چيزهايي اهميت مي‌دهد، اما واقعاً چه ارزشي دارد كه آدم پله به پله مراحل بالا رفتن را طي كند يا اينكه يكباره بپرد به آن پله‌هاي بالاتر.

مسعود كيميايي در يك گفتگوي قديمي مي‌گويد  من به ستيز مي انديشم، من هم در سطح ديگري همينطور هستم بايد جنگيد، ستيز كرد و نقش ها و بازي هاي خوبي را به نمايش گذاشت. از طرفي مي توانم بگويم كه من قائل به معجزه هم هستم، چه فرقي مي‌كند براي  كسي مثل جيمز دين كه يك شبه ره صدساله رفته است، اگر بازيگري توانايي داشته باشد،‌ از همان فيلم اول نشان مي‌دهد. فرق فيلم‌هاي بعدي با فيلم اول تنها در افزوده شدن به تجربه‌هاي بازيگر است.

من معتقد به روندي در بازيگري هستم كه يك شبه يا پله به پله حركت كردن در آن فرق چنداني با هم ندارند. چندان علاقه ندارم كه به من اين امتياز داده شود كهً پله به پله مراحل پيشرفت در كار را طي كرده‌ام. مثلاً براي مارلون براندو كه در آغاز كار مراحل پيشرفت را يكدفعه طي كرد چه امتيازاتي وجود داشت اگر تدريجي جلو مي‌رفت، او قابليت آن را داشت كه تا آخر عمر يك غول بزرگ در دنياي بازيگران باشد.

 من فكر مي‌كنم چنين ارزش‌گذاري‌هايي تا حدي ناشي از  نوع زندگي ماست و يا مناسباتي كه در جامعه ما برقرار است. همه چيز خيلي  كند و تدريجي پيش مي‌رود،  اين كندي در سينما هم وجود دارد،‌ من فكر مي‌كنم همه ما آن بضاعت و توانايي‌هايي كم داريم اگر در شرايط ديگري قرار داشتيم، خيلي سريع‌تر پيش مي‌رفتيم.

‌فكر مي‌كنم سوالم را خوب مطرح نكردم، منظور من راجع به شهرت بود،  با اين فرض كه اول به شهرت دست پيدا مي‌كردي، مثل خيلي از بازيگران  ديگري كه در سينماي خودمان هم داريم با همان فيلم اول به شهرت مي‌رسند و چهره مي‌شوند بعد هم يا قريحه‌اي دارند و مي‌مانند يا ندارند و حذف مي‌شوند، اما مسير كاري تو شكل ديگري بود و چنين اتفاقي با آخر بازي براي شما نيفتاد. اما رفته‌رفته به واسطه اعتباري كه از بازي هاي خودت به دست آوردي شناخته مي‌شوي و در كنار آن هم مردم به تدريج شما را مي‌شناسند و دايره علاقه‌مندانتان وسيع‌تر مي‌شود.

حامد:در چنين شرايطي شايد روند حرفه‌اي من شرايط بهتري پيدا مي‌كرد، خب من به قابليت‌هايي كه در بازيگري دارم اصلاً شك ندارم. هرچند كه موقع كار در آخر بازي فكر مي‌كردم يعني مي‌شه؟‌ اما موقع بوتيك به اين يقين رسيده بودم كه من از عهده آن برمي‌آيم. اگر فيلم اول من با استقبال بيشتري روبرو مي‌شد، فكر مي‌كنم مسير راحت‌تري جلوي روي من قرار مي‌گرفت، هرچند كه ستاره بودن به آن معنا كه بعضي‌ها مدنظرشان هست و علاقه دارند براي من جذاب نيست.

اينكه در خيابان مردم هجوم بياورند طرف آدم ... اما خب براي من چنين اتفاقي نيفتاد و فيلم اولم آنطور كه بايد با مردم رابطه برقرار نكرد. اما از اين حرف‌ها كه بگذريم فكر نمي‌كنم كه آخر بازي شروع چندان بدي بوده باشد. آخر بازي فيلم بدي نبود، نقش من هم نقش خوبي به حساب مي‌آمد.

وقتي فيلم آخر بازي نمايش داده شد دوره فيلم‌هاي عشق از جنس شور عشق و نظاير آن بود. در دولت آقاي خاتمي فضا باز شده بود و مثل هرچيزي كه تازه آزاد مي‌شود با استقبال مردم روبرو بود. يادتان هست آن وقتي كه شطرنج تازه آزاد شده بود مردم در كوچه‌ها هم شطرنج بازي مي‌كردند! در آن سينما هم وقتي نشان دادن عشق دختر و پسرها آزاد شد خيلي از فيلم‌ها به شكل احمقانه‌اي با يك دختر و يك پسر و يك عشق ساخته شدند. آخر بازي هم يك فيلم متفاوت در آن زمان به حساب مي‌آمد كه طبيعي بود مردم آن جور به استقبال آن نروند.

 

‌در ابتدا اين گفت‌وگو اشارات مختصري به اين نكته كرديد كه به چه نقش‌هايي علاقه‌مند هستيد. بد نيست در اين باره قدري بيشتر توضيح بدهيد. مثلاً هر كس پيش از بازيگر شدن شمايل خود را روي پرده سينما در نقش شخصيت‌هاي خاصي تصور مي‌كند، شما چه  تصوري داشتيد؟‌

- حامد:دوست داشتن كرانه ندارد. مثل توانايي كه آن هم بي‌كرانه و نامحدود است. به تعداد همه آدم‌ها، نقش و شخصيت و داستان وجود دارد كه بازي كردن در هر كدام جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد. زياد پيش مي‌آيد كه قرار گرفتن در يك موقعيت يا يك لحظه تلنگري مي‌شود براي جلب توجه آدم به يك قصه و يك شخصيت كه بعد حس مي‌كند دوست داشتي نقش او را بازي كني. نقش‌هاي زيادي بودن كه آدم دوست دارد بازي كند.

‌اگر بخواهيد در سينما نقش خاصي را مثال بزنيد به كدام شخصيت‌ها اشاره مي‌كنيد؟‌

- حامد:در سينماي جهان مي‌توانم به فيلم‌هاي موج نو فرانسه اشاره كنم يا فيلم‌هايي كه ملويل ساخته است. سينماي گنگستري آمريكا در دهه 40 و قهرمانان آن را هم دوست دارم يا آن سينماي وسترني كه نمايندگان بزرگش جان فورد و هوارد هاكس هستند. فيلم‌هايي كه از آنها خاطره داري و با آنها زندگي كرده‌اي و طبعاً هم قهرمانانش را دوست داري در سينماي ايران هم بايد اشاره كنم به فيلم‌هايي كه متأثر از موج نو فرانسه ساخته شدند مثل صبح روز چهارم ...

‌سينماي فريدون گله چطور، و بطور مشخص فيلم كندو؟

- حامد:خب من دقيقاً اول به كندو فكر كردم اما به خودم گفتم بگذار اول يك اشاره‌اي به سينماي فرانسه بكنم. اما انتخاب سخت من همين كندو بود. فيلمي كه هميشه من را به تحسين وا داشته است و به خود گفته‌ام عجب فيلمي، عجب قهرمان‌هايي و چه ديالوگ‌ها يا ميزانسن‌هايي ... آن قدر فيلم خوب است كه هر بار آن را مي‌بيني تو را به تحسين وا مي‌دارد و به خودت هم اجازه نمي‌دهي كه بگويي اي كاش اين را بازي كرده بودم. يك فيلم و يك بازي مي‌بيني كه بي‌نقص است. مثل يك تابلو نقاشي كه به عالي‌ترين شكلي متكامل به نظر مي‌رسد و آن وقت تو به خودت اجازه نمي‌دهي يك قلمو برداري داخل رنگ كني و يك تاش براي آن بگذاري.حتي در ذهن خودت هم حريمي براي آن قائلي كه به تو اجازه اين فانتزي را نمي‌دهد كه اي كاش من آنجا بودم.

چرا كه وقتي تو اين فيلم را نگاه مي‌كني به اندازه كافي آنجا هستي و آنقدر در اين طي طريق با اين همراه مي‌شوي كه ديگر چيزي باقي نمي‌ماني جز حسرت آنكه يكباره ديگر اين فيلم را تماشا كني، فيلمي كه همه چيزش سر جاي خودش است.

‌مي‌دانم يكي از علاقه‌مندان سينماي مسعود كيميايي نمي‌خواهد اشاره‌اي هم به آن كني؟‌

- حامد:چرا اتفاقاً، سينماي كيميايي در يك كلام عالي و كامل است. گوزن‌ها هميشه بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران بوده است و در زمينه بازيگري آن بازي‌هايي كه كيميايي از بهروز وثوقي گرفته است، از بهترين بازي‌هاي تاريخ سينماي ايران بوده است.

‌نام مسعود كيميايي به ميان آمد برويم سراغ يكي از باقريحه‌ترين شاگردان او. يعني حميد نعمت‌ا... كه به نظر من ازجمله بهترين شاگردان كيميايي و كسي است كه بسيار تأثير گرفته و وام‌دار سينماي اوست. حميد نعمت‌ا... تنها يك فيلم ساخته به اسم بوتيك كه يك اتفاق مهم بود در سينماي ما، اتفاقي كه هيچ كس آن را پيش‌بيني نمي‌كرد. از آن اتفاق‌هايي كه لزوماً قرار نيست توسط اسم‌هاي بزرگ واقع شود ...

- حامد:درست است مگر خود كيميايي هنگام ساخت قيصر اسم بزرگي بود، كسي آن زمان نمي‌دانست كه با فيلم قيصر قرار است يك خورشيد طلوع كند.
بقيه هم چنين شرايطي داشتند، مثل تقوايي يا مهرجويي و ... بيضايي، كساني كه خيلي پيش‌بيني نشده شروع به درخشيدن كردند كسي چه مي‌دانست، اينها اسم‌هاي بزرگي نبودند تا وقتي كه راه خودشان را آغاز كرده و در آن حركت كردند.اگر پاي قياسي نباشد، حميد نعمت‌ا.. شرايطي مشابه داشت كسي چه مي‌دانست...

‌به نظر مي‌رسد كه وقتي قرار بود نعمت‌ا.. كار را شروع كند خيلي اعتمادي به او وجود نداشت،‌چرا كه ريسك نشد كه 35ميلي‌متري گرفته شود؟ خود شما چطور، شما هم فكر نمي‌كرديد فيلم خوبي شود؟

-حامد:چرا اتفاقاً من از همان اول فكر مي‌كردم كار خوبي خواهد شد. اما واقعاً اگر يك كارگردان خوب با يك قصه خوب كه بخواهد بادوربين موبايلش فيلم بسازد من حاضرم براي  او بازي كنم در حالي كه اگر يك كارگردان ضعيف با سابقه‌اي بد اما با امكانات زياد حاضر نيستم بازي كنم چون فكر مي‌كنم اگر كارگردان قابليت آن را داشته باشد. با همين امكانات هم مي‌تواند از عهده ارائه فيلمي قابل توجه برآيد. الان در دنياي امروز گاه تأثير يك ويدئو ارت خيلي بيشتر از يك پروژه بزرگ سينمايي است.

 آنقدر از فيلم بوتيك تعريف شد كه نعمت‌ا... دچار وسواس شده است و نمي‌تواند كار بعدي‌اش را شروع كند...

-حامد:نعمت‌ا... قبل از ساخت فيلم اولش هم اين طور بود. البته من او را محكوم به وسواس  نمي‌كنم، بلكه محكوم به تنبلي مي‌كنم. اتفاقاً در اوج استعداد و مطالعه به سر مي‌برد و بسيار ضريب هوشي بالايي دارد، مراوده با او بسيار لذت‌بخش است، گفت و گو شفاهي با او حتماً آدم را كاسب مي‌كند! چرا كه هميشه حرف‌هاي خوبي براي گفتن دارد. من فكر مي‌كنم علت كار نكردن او بيشتر به دليل بي‌نظمي و روزمرگي شده كه گرفتار آن گرديده است و گرنه كسي كه بوتيك را ساخته حتي اگر فيلمي در حد نصف آن نيز عرضه كند باز فيلمي ساخته كه از خيل آثاري كه در دوره خودمان مي‌بينيم بهتر است. حميد فيلمساز بسيار خوبي است، متأسفانه دچار تنبلي شده است.

‌نقش مهرداد در بوتيك از همان اول براي شما در نظر گرفته شده بود؟

-حامد:نه اتفاقاً، من آن نقش را تصاحب كردم. ابتدا قرار بود من نقش آن داماد را بازي كنم و بازيگر ديگري هم براي نقش مهرداد در نظر گرفته شد. خوشبختانه شانس با من يار بود و آن بازيگر اين نقش را قبول نكرد و من آن را تصاحب كردم. نعمت ا... دراول كار به دليل اهميتي كه نقش مهرداد براي او داشت اعتماد نمي‌كرد، اما من هم نقش داماد را دوست نداشتم. اما من براي او توضيح دادم و حتي برايش بازي كردم تا اينكه بالاخره قبول كرد. دوست دارم به نكته‌اي اشاره كنم در اينجا كه صحبت مهرداد و بوتيك شد، صحبت اين فيلم و اين نقش  پيش آقاي كيميايي هم پيش آمد. خب كيميايي تقريباً هر سال يك فيلم مي‌سازد و من هم هرسال پيش از شروع كار تازه ايشان وقت مي‌‌گيرم و به ديدارشان مي‌روم و مي‌گويم آقاي كيميايي من هم يك كانديد! اتفاقاً چند روز پيش خدمت ايشان بودم صحبت نعمت‌ا... و بوتيك و شخصيت مهرداد شد. گفتم من به خوبي مي‌دانم كه اين فيلم و شخصيتي مثل مهرداد آبشخورشان كجاست، خب اين فيلم بيش از هر چيز از سينماي كيميايي تأثير گرفته، نعمت‌ا... از جمله شاگرداني بوده كه خيلي خوب درس خودش را در اين باره پس داده است.

اين مسئله مخصوصاً در سكانس دومي كه مهرداد را مي‌بينم بيشتر متجلي مي‌شود. در اين سكانس يكباره نبض فيلم به شكل تندتري شروع به حركت مي‌كند. انگار خون تازه‌اي در رگ‌هاي آن جاري مي‌شود..

اشاره كردي به شخصيت مهرداد چقدر از اين نوع شخصيت‌ها شناخت‌داشتي يا سعي كردي با شناخت از آن به نقش نزديك شوي؟چون بي‌تعارف مهرداد بوتيك يكي از جاندارترين شخصيت‌هاي سينماي ايران درسال‌هاي اخير بوده است با اجرايي فوق‌العاده‌‌اي كه كمتر در سينماي اين سال‌ها شاهد بوده‌ايم؟ در مورد شخصيت‌تان ديگر فيلم هم چنين نكته‌اي را مي‌توان تا اندازه‌اي مورد اشاره قرار داد اين توفيق را حاصل چه چيز مي‌دانيد؟

-حامد:در درجه اول شناخت و آگاهي خود حميد نعمت‌ا... است، چرا كه خود اوست كه اين شخصيت‌ها را خلق كرده و در چنين موقعيت‌هايي قرار داده است.

‌خود شما چيزي به اين نقش‌ها اضافه كرديد؟

-حامد:خيلي كم، من فكر مي‌كنم يكي ديگر از دلايل اين مسئله درك متقابلي بود كه ما از يكديگر و همچنين در رابطه با اين نقش داشتيم. خيلي از موارد درسكوت شكل گرفت، چرا كه هر دو ما مي‌دانستيم از نقش چه چيزي مي‌‌خواهيم. در واقع دوزاري من افتاده بود كه او چي مي‌خواهد، دستم بود.

وقتي لوكيشن را ديدم وقتي لباس‌هاي مهرداد را پوشيدم و ديالوگ‌ها دستم داده شد، ديدم اين شخصيت را خوب مي‌شناسم و مي‌دانم چه چيزي مد نظر نعمت‌ا... است. همه چيز بلافاصله دستم آمد به خودم گفتم اين آدم را مي‌شناسم. آدم‌هايي از جنس مهرداد و آسيب‌هاي اجتماعي كه خورده‌اند وقتي محل زندگي،‌خاستگاه اجتماعي، نوع دلمشغولي‌ها و حتي خلاف‌كردنش را مي‌بينيم همه‌چيز دستمان مي‌آيد. من در آن خانه زندگي كردم و همه اين‌ها باعث شد كه لحظه به لحظه بيشتر به اين آدم نزديك شوم. بوتيك براي من روزهاي بسيار پرانرژي را رقم زد.

ادامه دارد...

______________________________
____________گپ کوتاه______________

حامد بهداد که به تازگی بازی در فیلم "هر شب، تنهایی" را به پایان رسانده، علاقمند است دوباره در فیلمی در ژانر دفاع مقدس بازی کند. این بازیگر جوان درباره فعالیت های اخیر خود گفت: "به تازگی در فیلم سینمایی "هر شب، تنهایی" بازی کرده‌ام و و فیلم "حس پنهان" را هم در مرحله فنی دارم. در حال حاضر نیز چند پیشنهاد دارم که در حال مطالعه فیلمنامه آنها هستم و احتمالا یکی از آنها را قبول خواهم کرد." بهداد که مدتی است حضوری فعال در پروژه های سینمایی و تلویزیونی دارد، درباره پرکاری خود گفت: "اتفاقا زیاد هم پرکار نبوده ام، بلکه سعی کردم منظم کار کنم. در حال حاضر ترتیب فیلم ها و مجموعه هایی که آماده اکران و پخش دارم به گونه ای پشت سر هم شده و این هم مصادف است با حضور من در پروژه ای جدید." وی که حضوری موفق در فیلم جنگی "روز سوم" داشت، از علاقه خود برای بازی مجدد در این ژانر گفت و خاطرنشان ساخت: "خیلی تمایل دارم در فیلمی دیگر در زمینه دفاع مقدس بازی کنم، چرا که من نگاه خودم را به هشت سال دفاع مقدس و این ژانر دارم و اگر کاری در این زمینه به من پیشنهاد شود با کمال میل قبول خواهم کرد." بهداد علاوه بر این فیلم سینمایی "آدم" را هم در نوبت اکران دارد. از این بازیگر به زودی مجموعه تلویزیونی "یک مشت پر عقاب" ساخته اصغر هاشمی پخش خواهد شد. او در این مجموعه با رضا کیانیان، خزر معصومی، هرمز هدایت، علیرضا خمسه و فریبا کامران همبازی است. "یک مشت پر عقاب" در سیمافیلم تولید شده است.

منبع:سینماما

 

_______________________________
____________در حاشیه______________

حامدبهداد در حاشيه جشن سينما ايران ودر آستانه ي روز ملي سينما گفت:
فکر مي کنم بهترين آرزو دراين روز،تولد وزايش فرهنگي براي سينماست
دوست دارم سينما در اين روز به طرز معجزه آسايي شعورمند وتکنيکال شود
ودست اندر کاران بودجه ي خوبي به سينما اختصاص دهند
در ضمن کاش دلال هاي بي سواد از سينما حذف شوند

 

 _______________________________
____________آخرین اخبار از حامدبهداد____________


جهانگير كوثري خبر داد: فيلمبرداري <كتوني‌سفيد> محمد ابراهيم معيري تا 17 مهر ماه در بوشهر آغاز مي‌شود.

اين تهيه‌كننده‌ سينما در گفت‌وگويي با ايسنا، گفت: پيش توليد <كتوني سفيد> طي 20 روز گذشته آغاز شده است و با حامد بهداد به عنوان نقش محوري در اين فيلم مذاكراتي داشته‌ايم كه هنوز قرار داد بسته نشده است و احتمالا باران كوثري در اين فيلم حضور خواهد داشت و محمود ابراهيم زاده نيز از تهران براي بازي در اين فيلم انتخاب شده است.

طبق گفته‌ كوثري ديگر بازيگران اين فيلم از بازيگران بومي استان بوشهر هستند.

ساير عواملي كه حضورشان در اين فيلم قطعي شده است، عبارتند از: مدير فيلمبرداري: محمد داوودي، صدابردار: يدا... نجفي، طراح چهره‌پردازي: عاطفه رضوي، طراح صحنه و لباس: فريبرز قربان‌زاده، صداگذار: محمدرضا دلپاك و موسيقي: محمدرضا عليقلي.

فيلم‌نامه‌ <كتوني سفيد> كه در ژانر اجتماعي و كودك و نوجوان تهيه مي‌شود، توسط ابراهيم معيري نوشته شده است و داستان اين فيلم درباره‌ حضور يك معلم در شهرستاني است كه تغيير و تحولاتي را در يك مدرسه‌ي پسرانه به وجود مي‌آورد.  معيري پيش از اين <پروانه‌ها بدرقه مي‌كنند> را ساخته است.

مدير تداركات، امير نوروزي ، مدير روابط عمومي و اداري عادل‌شاه‌خواه هستند. <كتوني سفيد> به تهيه‌كننده جهانگير كوثري و محصول سازمان سينمايي 79 است.

 

<*><*><*><*><*><*>

 

فيلمبرداري <هر شب، تنهايي> به كارگرداني رسول صدرعاملي چهارشنبه شب در مشهد به پايان رسيد.

به گزارش <باني فيلم> آخرين سكانس‌هاي اين فيلم در حرم امام رضا(ع) در مشهد فيلمبرداري شد كه حامد بهداد و ليلا حاتمي بازيگران اصلي آن بودند. اين سكانس فينال <هر شب، تنهايي> بود كه روز آخر جلوي دوربين فرج حيدري رفت. فيلم جديد رسول صدرعاملي بعد از 40 جلسه فيلمبرداري به پايان رسيد. تمام صحنه‌هاي اين فيلم در شهر مشهد فيلمبرداري شده است. فيلمنامه <هر شب، تنهايي> را كامبوزيا پرتوي نوشته. عطيه نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست، او هر روز به سوالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي‌دهد و به آنها توصيه مي‌كند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند. عطيه به شهر مقدس آمده، اما او درگير مناسبات خود با همسرش است و مشكلي دارد كه حل نشدني است...

فرج حيدري(فيلمبردار)، آتوسا قلمفرسايي (طراح صحنه و لباس)، محمد قومي (طراح گريم)، محمد مختاري (صدابردار)طاهر اماني (مدير توليد)،دانش اغباشاوي (دستيار اول كارگردان )، ميلاد صدرعاملي (برنامه ريز) ، عادل تبريزي وسهيل بيرقي(گروه كارگرداني )از عوامل اصلي اين پروژه هستند.سيد كمال طباطبايي تهيه كننده <هر شب، تنهايي> و فيلم محصول شبكه اول سيماست.


 _______________________________
____________آلبوم عکس______________

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

_________________________________
_____________هــــــدیـــــه______________

تم موبایل برای گوشی های نوکیا

مدل۳۲۳۰/۶۲۶۰/۶۶۰۰/۶۶۲۰/۶۶۳۰/۶۶۷۰/۶۶۸۰/۶۶۸۱/۶۶۸۲/۷۶۱۰

n۷۰/n۷۲

از طریق لینک زیر saveکنید

تم گوشی نوکیا

 

آرزومند آرزوهای سبز وزیبایتان

توی این شب های عزیز پای سفره ی افطار ما رو یادتون نره

پیشاپیش آغاز سال تحصیلی رو هم بهتون تبریک می گم

*التماس دعا*

 

!! نوشته شده توسط زهرا | 16:2 | پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 •

حامد بهداد هنر مندی یکتا

به نام آنکه نیافرید تا سود کند آفرید تا جود کند

سلام به همه ی بازدید کنندگان محترم

براتون متنی را می گذارم که نوشته ی حامد است.این متن را برای فوت پوپک گلدره نوشته .

زندگي تنها چيزي است که بايد به خاطر آن مرد!!!

(حامد بهداد)

اي سينماي نازنين، تو بمان. توباش. تا بتوانيم قصه بگوييم. بازي کنيم. بخنديم و گريه کنيم. شايد براي اينها که
لازمه ي بودن تو شد، زندگي کافي تر و وافي تر باشد. خاصه براي انسان که مهمترين پرسوناژ زندگيست.

پوپک گلدره مرد...
و زمين روزي از هم خواهد پاشيد و تاريخ بسر خواهد آمد نه براي مرگ او به خاطر دليلي که نميدانم چرا؟

من در ماه آبان به دنيا آمده ام و بشدت خرافاتي ام،
کمي خودخواه و اين روز ها اندکي فسرده و خسته از اينکه ميدانم آرزويم اين نبود و اينجايم.
 و نمي دانم اينجا ماندنم، تابه کي طول خواهد کشيد. آيا آن مرحومه در گذشته آرزويي داشت؟
آيا در تجسم آن روياها بسر مي برد تا اينکه مرد؟ آيا زندگي را دوست داشت؟
 آيا ما را، شما را و خودش را هم اينطور؟ آيا چه؟ ميل ندارم براي چنين واقعه اي بنويسم.
 هر روز تلفن مي کنيد و مي گوييد، آقاي بهداد! مطلبي بنويسيد راجع به درگذشت خانم گلدره، نمي خواهم!
 کلافه ام کرديد! خودم افسرده ام. پشيمان از اينکه در راهي قدم گذاشته ام که هيچ تأثيري
 نميتوانم بر شيوه ي سلوک رهروان پس از خودم بگذارم. غمگينم از اينکه بود و نبودم دراين وادي يکيست.
جاودانگي، حتي به معناي نسبي و کوتاهش از چه ميگيريم؟ سينما؟ قصه؟ بازي؟ حالا آنکه مي توانست
 .ردي از نفس کشيدنمان بخار روي شيشه شود. پس کي؟ از درد نبودن بيشتر مي رنجم تا خود مرگي!
 مي خواهيد تسليت بگويم؟ چشم، تسليت عرض ميکنم! آرام شديد؟ مي بينيد؟ تلخي اين هجرت نمي ماند
 مگر رسوب ماسيده دردي جانکاه بر چهره و قلب مادرش.... تا کي نصيب مادر من گردد، انشاا....!

به خاطر مرگ تمام آدميان مأيوس و دلخورم، بالاخص آنها که فرصتشان کم شد.

عمر گرانمايه مي گذرد و دريغ و درد که مادر گيتي، ديگر حافظي نمي سرايد
 و شکسپيري نمي حماسد. افسوس و صد افسوس به ضرباهنگ جهاني که تربيت نشديم
آنگونه که شايسته ي شأنمان بود. پيرامون کساني زندگي ميکنيم که شعر را به سخره ميگيرند و
 احساس را پيش بيني مرگ مي دهند و هنر را مطربي مي دانند و هستي ما از کلمه وام ميگيرد اما. از فرهنگ...

تنها آبشخوري که جاودانگي مي زايد اگر بزايد و فريدون گله را خداوند بيامرزاد.
 سهراب شهيد ثالث را نيز. زندگي تنها چيزيست که بايد به خاطر آن مرد. خداي کمال دهد.

مادرم! براي شما به خاطر اين گسست، که از اعماق جانتان ملال مي آورد، متاسفم.

صبر کنيد، خداي با شماست. زندگي ادامه دارد. آهسته چشمهايتان را، با توکل
 به پروردگار متعال بگشاييد و زندگي را نگاه کنيد. روزي از همين روزها پوپک شما به دره اي ديگر گل ميدهد.

سرسبز و خرم انشاا...

 

_________________________________

________آلبوم عکس________

 

TinyPic image

***********

TinyPic image

***********

TinyPic image

***********

TinyPic image

***********

TinyPic image

 

!! نوشته شده توسط | 1:53 | یکشنبه هجدهم شهریور 1386 •

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد

به نام آنکه نیافرید تا سود کند آفرید تا جود کند

باسلام خدمت دوستای نازنین

با دو تا خبر در خدمتتونم که هر دوش از سایت سینما ما هستش

اولین خبر این که حامد بهداد كاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشن بزرگ سینمای ایران شده به خاطر بازی در فیلم روز سوم ساخته ی محمد حسین لطیفی 

برخی از کاندیدا به شر ح زیرند:

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد
1-هومن سيدي براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
2-عزت اله انتظامي براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
3-خسرو شكيبايي براي فيلم "دست‌هاي خالي"
4-حامد بهداد براي فيلم "روز سوم"
5-خسرو شكيبايي براي فيلم "اتوبوس شب"

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش اول زن
1-باران كوثري براي فيلم "خون بازي"
2-يكتا ناصر براي فيلم "روز بر مي‌آيد"
3-نيكي كريمي براي فيلم "ستاره است"
4-مريلا زارعي براي فيلم "دست‌هاي خالي"
5-باران كوثري براي فيلم "روزسوم"

كانديداهاي بهترين فيلم:
1- مهدي همايونفر براي فيلم "اتوبوس شب"
2-احمد رضا معتمدي براي فيلم "قاعده بازي"
3-محسن علي اكبري براي فيلم "پاداش سكوت"
4-جهانگير كوثري براي فيلم "خون بازي"
5-علي جلالي براي فيلم "روز سوم"


كانديداهاي بهترين كارگرداني
1-مازياي ميري براي فيلم "پاداش سكوت"
2-كيومرث پور احمد براي فيلم "اتوبوس شب"
3-نقي نعمتي براي فيلم "آن سه"
4-بهرام توكلي براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
5-رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب براي فيلم "خون بازي"

 كانديداهاي بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
1-فرهاد اصلاني براي فيلم "پاداش سكوت"
2-محمد رضا فروتن براي فيلم "اتوبوس شب"
3-صابر ابر براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
4-مهرداد صديقيان براي فيلم "اتوبوس شب"
5-جعفر والي براي فيلم "پاداش سكوت"

كانديداهاي بهترين بازيگر نقش مكمل زن
1-بيتا فرهي براي فيلم "خون بازي"
2-پريوش نظريه براي فيلم "پاداش سكوت"
3-سيماتيرانداز براي فيلم "پاداش سكوت"
4-فاطمه گودرزي براي فيلم "دست‌هاي خالي"
5-پانته آ بهرام براي فيلم "بچه‌هاي ابدي"

من که امیدوارم بازی بسیار زیبای آقای بهداد بیشتر دیده بشه وایشون بتونه جایزه ی برترین بازیگر رو از آن خودش کنه

گفتني است: يازدهمين جشن خانه سينما هم زمان با روزملي سينما سه شنبه هفته آينده طي مراسمي در كاخ – موزه سعد آباد برگزيدگانش را معرفي خواهد كرد.

خبر دیگر توضیحی ست که سایت سینما ما در مورد مسابقات جت اسکی وعدم حضور هنرمندان داده

حامد بهداد هم بدلیل تداخل فیلمبرداری کار جدیدش نتوانست به خزر شهر برود

نخستین دوره مسابقات بین المللی جت اسکی روز پنجشنبه هشتم شهریور ماه در شهرک خزر شهر برگزار شد . پیش از این قرار بود در محل برگزاری مسابقات گروه آریان به همراه حمید عسگری و رضا یزدانی به اجرای زنده ی موسیقی بپردازند که این اجرا ها لغو شد. همچنین بر روی بلیط ها نیز این نکته ذکر شد که گروه های فوق در برنامه ی ذکر شده اجرای زنده نخواهند داشت . اما نکته ی جالب حضور هنرمندان بود که روز قبل از برگزاری مسابقات از طرف مدیریت شرکت مدرن اسپورت کاملاً تکذیب شد ! اما با این وجود بهرام رادان ٬ نیما شاهرخ شاهی و رامبد جوان به سمت شمال کشور حرکت کردند تا در این سری از مسابقات حضور داشته باشند . رامبد جوان بدلیل برنامه زنده ای که هرشب در شبکه دوم سیما اجرا می کند تنها برای روز مسابقه مرخصی گرفته بود و به سمت خزر شهر حرکت کرده بود که به مسابقات نرسید ( چون پیش از شروع تبلیغات برای این مسابقه تاریخ برگزاری آن توسط مسئولین هفتم شهریور ماه اعلام شده بود و رامبد جوان نیز برای هفتم شهریور ماه در خزر شهر بود و تاریخ جدید به او اعلام نشده بود ) . حامد بهداد هم بدلیل تداخل فیلمبرداری کار جدیدش نتوانست به خزر شهر بیاید . بهرام رادان که از دو روز قبل از شروع مسابقات در شمال کشور حضور داشت نیز نتوانست برای آغاز مسابقات وارد خزر شهر بشود . بهرام رادان شب قبل از شروع مسابقه به سمت خزر شهر می رود اما بدلیل ازدحام شدید جمعیت و تداخل در نظم شهرک ٬ ترجیح داد تا در مسابقات حضور نداشته باشد . نیما شاهرخ شاهی تنها بازیگر مطرحی بود که روز مسابقه در شهرک خزر شهر حضور داشت .
دوربین های شبکه سوم سیما و شبکه خبر نیز در محوطه حضور داشتند و قرار به پخش زنده از شبکه سوم سیما بود که در دقایق باقی مانده به شروع برنامه توسط مدیران شبکه لغو شد و تصمیم گرفتند که این برنامه پس از ضبط و تدوین پخش شود. اتفاقي كه رخ نداد. به اين ترتيب اكثر برنامههايي كه در ابتدا اعلام شده و به شكل رسمي در اختيار سايت سينماي ما قرار گرفته بود، اجرا نشد

_________________________________
________آخرین اخبار از حامدبهداد__________

فيلم سينمايي <حس پنهان> در صورت تمام شدن مراحل فني در جشن خانه سينما شركت مي‌كند.

مرتضي رزاق كريمي در گفتگو با مهر گفت: <اين فيلم هم اكنون در مراحل پاياني صداگذاري توسط علي علويان در استوديو انديشه قرار دارد و محمدرضا عليقلي نيز ساخت موسيقي فيلم را به زودي به پايان مي رساند.>

وي درباره حضور فيلم در جشن خانه سينما افزود: <اگر تا مهلت مقرر مراحل فني فيلم به اتمام برسد قطعا در جشن خانه سينما شركت مي كنيم. اگر هم موفق به حضور در جشن نشويم، نمايش فيلم به جشنواره فيلم فجر امسال موكول خواهد شد. البته فكر مي كنم نظر نهايي را در ارتباط با اكران فيلم بعد از اتمام مراحل فني بايد داد.>

<حس پنهان> داستان زوجي جوان به نام هاي امير و سيمين را به تصوير مي كشد كه در بحراني خودخواسته اما ناآگاهانه گرفتارند. در اين اثر محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتي، آتيلا پسياني، شهره سلطاني، حامد بهداد، نيوشا ضيغمي و شيوا بلوريان به ايفاي نقش مي پردازند.

از عوامل توليد اين فيلم مي توان به ابراهيم حاتمي كيا مشاور كارگردان، بازنويس فيلمنامه: فريدون فرهودي، مدير فيلمبرداري: فرشاد محمدي، مدير صدابرداري: عباس رستگارپور، طراح صحنه و لباس: فرهاد ويلكيجي، طراح گريم: محمد قومي، جلوه هاي ويژه: اصغر پورهاجريان، محصول: دگافيلم با حمايت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي اشاره كرد.

 

*************

 

بخش‌هاي انيميشن فيلم كوتاه <روِياي زمين> ساخته مريم فخيمي ظرف 10 روز آينده ساخته مي‌شود.

به گزارش فارس،در حاليكه تدوين فيلم كوتاه فخيمي روي ميز مونتاژ سپيده عبدالوهاب ادامه دارد،بخش‌هاي انيميشن ساخته مي‌شود.اين بخش‌ها كه قرار است بر روي فيلم قرارگيرد توسط سيانوش نصيرزيبا طراحي مي‌شود.

<روياي زمين> درباره مفهوم صلح است و تصورات افراد مختلف درباره صلح را به تصوير مي‌كشد.

فيلم <روياي زمين> در استوديو كليك فيلمبرداري شده است.

فخيمي فيلمنامه <روياي زمين> را نوشته است و ليلي سيروسي، رويا جاويدنيا، حورالقا اعتصام، حامد بهداد، امين اصلاني، سامان گلريز، شيوا ابراهيمي، صابر ابر، محمدرضا غفاري و مرضيه شهبازي براي اين كارگردان بازي كرده‌اند.

عوامل ديگر <روِياي زمين> عبارتند از: كارگردان، نويسنده و تهيه‌كننده :مريم فخيمي،تدوين: سپيده عبدالوهاب، موسيقي: آريا عظيمي‌نژاد و عكاس: حميد اسكندري.

_________________________________
____________آلبوم عکس______________

***********

***********

 

توجه....توجه

دوستای نازنین

من یاهو ۳۶۰ درجه ی این وبلاگ رو درست کردم

هر کس می خواد بیاد تا ادش کنم...یه چیزی تو مایه های چت رومه

می تونیم از این طریق باهم بیشتر باشیم

اینم لینکش

یاهو360 درجه هواداران حامدبهداد

 


 

!! نوشته شده توسط زهرا | 0:59 | پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 •

عاشقان عیدتان مبارک

به نام آنکه نيافريد تا سود کند آفريد تا جود کند


سلام به شما دوستاي گل ونازنيم
قبل از هر چيز ميلاد دوازدهمين اختر تابناک آسمان امامت رو به تک تک شيعيان راهش تبريک مي گم
واين متن رو تقديم مي کنم به آستان مقدسش


آسمان خواهد نوشت
روزي که مي آيي
و صدا ،
خواهد شنيد
گوشهايي که کرند
قدومت را


ممنون که به ما سر مي زنين کامنتاي زيبا مي ذارين وتوي نظر سنجي هم شرکت مي کنين
حالا بريم سراغ آپ امروز

__________________________________
__________ونام او را حــامد گذاشتند___________
ماهر در پياده روي است
پر تحرک است واز سن نوجواني مغرور
20ساله بود که به تهران آمد
خانواده اش موافق زندگي او در تهران نبودند
بهترين رفقايش در تهران بچه هاي دانشگاه آزاد بودند

حامدبهداد1


_________________________________
____________نگاهي به فيلم روز سوم______________
لطيفي قصه گوي خوبي است و اين را پيش تر ثابت کرده و البته يک چيز ديگري که ثابت کرده اين است که چگونه مي شود يک قصه خوب را در دام شعارها و حرف هاي آن چناني فرو برد.
به نظر مي رسد تئوري او از اين بابت بي شباهت به الگوي آثار قاسم جعفري نباشد.
رفتن به سراغ سوژه هاي جذاب و قصه گويي روان براي (( پيش کشيدن )) مخاطب و بعد از آن رو کردن مفاهيم و پيام‌هاي عميق مورد نظر که عملا به همان (( پس زدن )) تبديل مي‌شود.
البته اين فرمول اصلي ساخت چنين آثاري است اما برجسته کردن اين دو به اين خاطر است که آنها بر خلاف بسياري ديگر، در مرحله اول که همان جذب مخاطب به وسيله قصه است موفق‌اند.
روز سوم هم چنين حکايتي دارد.
لطيفي داستان ساده‌اي را انتخاب مي‌کند و آن را ساده روايت مي‌کند .
روابط انساني و محوريت اين روابط ميان آدم‌هايي که ساده پرداخت شده‌اند و عملا يک شرايط مناسب براي مخاطب، تا هيچ مانعي براي نزديک شدن و ارتباط برقرار کردن با دنياي فيلم نداشته باشد.
فيلم در اين بين چيزي را در پرانتز نگه مي‌دارد و آن جنگ است.
جنگ و مفاهيم آن در پس زمينه کار مي‌ماند و عملا بستري براي قصه است.
اما فيلم به مرور اين موقعيت روان و قابل هضم را با همان الگو ها و نشانه هاي هميشگي عوض مي‌کند.
در حقيقت فيلم تا يک جاهايي اين اميد را در ما ايجاد مي‌کند که تصويري جديد از جنگ ببينيم؛
با موقعيت ها و آدم‌هاي واقعي که قابل لمس تر و طبعا اثرگذارتر باشند.
اما انگار كسي روي شقيقه همه فيلم‌سازان سينماي دفاع مقدس، از کلاسيک‌ترين تا آوانگاردترين‌شان، يک اسلحه گذاشته‌ و آنها را مجبور به شعار دادن مي‌کند!
اين که رزمنده‌هاي‌شان حتما بايد يک سخنراني مبسوط در پايان کار داشته باشند.
مجموعه شعارهايي که اينجا در قالب وصيت‌هايي که شخصيت ها در لحظات آخر مي‌کنند شکل گرفته است.
نهايتا چيزي که باقي مانده، اثري است که بين قصه‌گويي و گنده‌گويي گير کرده است.
فکر کنيد ما در شروع و براي ملموس‌کردن همه چيز ، قهرمان‌هايي خلق مي‌کنيم که از فرط معمولي‌بودن در حال نابودي‌اند و در پايان مي‌خواهيم فلسفه جهاد و شهادت را با پوست‌کنده‌ترين عبارات در دهان‌شان بگذاريم.
تلاش بيش از حد فيلمساز براي ملموس‌کردن آدم‌ها به جايي رسيده که باعث مي‌شود اصلا جدي‌شان نگيريم و به اين ترتيب اتفاقاتي که بر آنها مي‌گذرد تقريبا بي تاثير شود.
شايد کشته شدن يک نوزاد در بمباران را نمي‌شد بي اثرتر از اين روايت کرد.
حتي اگر روي تصوير عروسکش يک آهنگ سوزناک گذاشته شود.
اگر احيانا اين صحنه ها بر شما اثر نگذاشته نگران سنگدل بودنتان نباشد.
قضيه اين است که آنها بيشتر به بچه محل‌هايي مي‌مانند که با بچه‌هاي محله بالايي دعوا دارند
و اين نتيجه زيادي زميني‌کردن شخصيت‌هايي است که ما هميشه از دست نيافتني بودن‌شان در چنين آثاري مي‌ناليديم.
عمق نيافتن شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي‌شان به فيلم ضربه زده است.
تا جايي که مهم‌ترين موقعيت فيلم، که احساس عاشقانه فرمانده عراقي به دختر ايراني است
و با همدلي فيلم با او پيش مي‌رود، به مرور و با کم‌کردن لايه‌هاي شخصيتي او و معرفي‌اش در قامت آشناي ((مجنون خبيث)) کارکردش را از دست مي دهد.
از ابتداي اين نوشته وسوسه‌ام را ازگفتن اين جمله مهار کرده ام اما مثل اينکه نمي شود : لطيفي ساده‌انگاري‌هاي مجموعه هاي تلويزيوني را با خودش به سينما آورده، و البته گويا ارزش‌ها و زيبايي‌شناسي‌هاي اين چنيني به داوران جشنواره هم سرايت کرده است.
نمي‌خواهم بگويم روز سوم فيلم بدي است که واقعا هم‌ اين گونه نيست، ولي براي گرفتن آن جايزه‌ها، بد نبودن کافي نيست.
اين فيلم با وجود قابل قبول بودنش ، نه در خود سينماي جنگ تجربه خارق العاده ايست و نه در قصه گويي اش به عنوان يک اثر سينمايي . بايد گفت تجربه هاي اخير فيلم‌سازان براي نشان دادن جنگ از منظري جديد، نتيجه‌اش بيشتر ضربه‌زدن به عمق و اصالتي است که اين سينما بايد داشته باشد.
اگر راه دور نرويم، اخراجي ها، روز سوم، پيک نيک در ميدان جنگ و چندي بعد پاداش سکوت، فيلم هايي هستند که يا اين رويکرد و تلاش براي ارائه تصوير جديد و جدا از آن کليشه ها هميشگي از جنگ ساخته شده اند.
اما عملا باعث شده اند که هوس همان کليشه هاي هميشگي را بکنيم.
آنهايي که تکليف آدم را روشن مي‌کردند.
سرشان را بالا مي گرفتند و مي‌گفتند : ما شعار مي دهيم رفيق! حرف حسابت چيست ؟
منبع:سينما ما

حامدبهداد

 

_________________________________
____________آلبوم عکس______________

حامدبهداد2

***********

حامدبهداد3

***********

حامدبهداد4

بازم ممنونتونم که به ما سر می زنین

 


!! نوشته شده توسط زهرا | 16:0 | چهارشنبه هفتم شهریور 1386 •